4- مقاله مذهبی / حضرت هاجر (س) و حضرت ساره (س) (2)
حضرت هاجر (سلام الله علیها) و حضرت ساره (سلام الله علیها)
قسمت دوّم
داستان حضرت ساره (سلام الله علیها)
دومین مبحثی که در مورد همسران حضرت ابراهیم، به آن می پردازیم، یکی دیگر از افسانه های «اسرائیلیات» است که به ساحت حضرت ساره (سلام الله علیها)، همسر اوّلِ حضرت ابراهیم (علیه السلام) و مادرِ حضرت اسحاق (علیه السلام)، نسبت «حسادت» می دهند، در صورتی که انبیاء و اولیاء و «سابقون السابقون»، کسانی هستند که در زندگی به مرتبه ای از کمال رسیدند که هرگونه صفات ناپسند اخلاقی را از خود مبرّا کرده اند و از این دست، آلودگی ها، پاک هستند .
یهودیان، معتقد هستند که پس از اینکه، حضرت هاجر (سلام الله علیها)، کودک خود را به دنیا آورد، حضرت ساره (سلام الله علیها) به ایشان «حسادت» کرد و از حضرت ابراهیم (علیه السلام) خواست که آنها را از محلِ زندگی اش دور بکند و آن حضرت نیز، آنها را به سرزمین «حجاز» آورد .
این نسبت دادن «حسادت» به حضرت ساره (سلام الله علیها)، از خرافات و افسانه هایی است که یهودیان، خود آن را بافته و تافته اند .
در قرآن کریم، خصوصیت «حسادت» را در مورد یهودیانی بیان می کند که از حسادت به حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ایمان نمی آورند، آورده شده است، مانند آیه 109 سوره بقره که می فرماید : و دلیل آن هم مشخص است .
|
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَدَّ كثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَبِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَنِكُمْ كُفَّاراً حَسداً مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَينَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصفَحُوا حَتى يَأْتىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ» «بسيارى از اهل كتاب دوست ميدارند و آرزو مى كنند اي كاش ميتوانستند شما را بعد از آنكه ايمان آورديد به كفر برگردانند و اين آرزو را از در حسد دردل مى پرورند، بعد از آنكه حق براى خود آنان نيز روشن گشته، پس فعلاً آنان را عفو كنيد و ناديده بگيريد تا خدا امر خود را بفرستد كه او بر هر چيز قادر است .» قرآن کریم / سوره بقره / آیه 109
|
خداوند در آیات 51 الی 54 سوره نساء به این یهودیان، (یهودیانی که در مدینه زندگی می کردند)، اشاره می کند که :
|
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«أَلَمْ تَرَ إِلى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِّنَ الْكتَبِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُوا سبِيلاً» «آيا نديدى آنها كه كتاب داده شدند، و علمايى كه بهرهاى از علم كتاب داشتند، چگونه به طاغوت و بُت مى گروند، و درباره مشركين مى گويند اينها راهشان به واقع نزديكتر است، تا راه گروندگان به اسلام .»
«أُولَئك الَّذِينَ لَعَنهُمُ اللَّهُ وَ مَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تجِدَ لَهُ نَصِيراً» «اينها كَسانى هستند كه خدا از رحمت خود دورشان ساخته، و كسى كه خدا او را دور كند، ديگر ياورى برايش نخواهى يافت .»
«أَمْ لهَُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاس نَقِيراً» «آيا اين اهل كتاب سهمى از نبّوت و ولايت دارند ؟ اگر خدا سهمى به آنها مى داد از شدّت بخلى كه دارند، پشيزى بر مردم خير نداشتند .»
«أَمْ يحْسدُونَ النَّاس عَلى مَا ءَاتَاتُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ فَقَدْ ءَاتَيْنَا ءَالَ إِبْرَهِيمَ الْكِتَب وَ الحِْكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَهُم مُّلْكاً عَظِيماً» «و يا اين سخنان به انگيزه حسد مى گويند، حسد از اينكه خدا از فضل خود به او داده و به ايشان نداده، با اينكه اين تازگى ندارد، بلكه ما از فضل خود به آل ابراهيم، كتاب و حكمت و ملكى عظيم داديم .»
|
حضرت ساره در قرآن کریم
در قرآن کریم، بطور مستقیم، نام «بانوان صالحه» را نُبرده است، الاّ حضرت مریم (سلام الله علیها)، چنانکه در آیه 42 سوره آل عمران می خوانیم :
|
«وَ إِذْ قَالَتِ الْمَلَئكةُ يَمَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصطفَاتِ وَ طهَّرَكِ وَ اصطفَاتِ عَلى نِساءِ الْعَلَمِينَ» «و به ياد آر زمانى را كه ملائكه گفتند : اى مريم : بدان كه خدا تو را براى اهدافى كه دارد انتخاب و از ميان همه زنان عالم برگزيد .»
|
بنابراین، در قرآن کریم، فقط نام حضرت مریم (سلام الله علیها) به عنوان بانوی صالحه بُرده شده و از دیگر «بانوان صالحه»، فقط با «رمز» نام بُرده شده، مانند :
الف) همسرِ کَسی بودن : «همسر آدم» (1) – «همسر فرعون» (2) - «همسر عمران» (3) - «همسر ذکریا» (4) .
ب) مادرِ کَسی بودن : «مادر موسی» (5)
ج) خواهرِ کَسی بودن : «خواهر موسی» (6)
د) دخترِ کَسی بودن : «دختران لوط» (7) - «دختران شعیب» (8)
البته، همین نام بُردن این بانوان صالحه به صورت «رمز»، نیز نشانه ی مقام قرب الهی آنان است .
در قرآن کریم، هنگامی که از مهمانان حضرت ابراهیم نبی الله (علیه السلام) یاد می کند که برای مژده به دنیا آمدن حضرت اسحاق نبی الله (علیه السلام) و عذاب قوم خلافکار حضرت لوط (علیه السلام)، یعنی مردم دیار «مؤتفکات»، یاد می کند، به حضرت ساره (سلام الله علیها)، یعنی «همسر ابراهیم» نیز اشاره می کند .
برای مثال، در آیات 69 الی 73 سوره هود، داستان وارد شدن فرشتگان بر حضرت ابراهیم (علیه السلام) و همسرش چنین آمده است :
|
«وَ لَقَدْ جَاءَت رُسلُنَا إِبْرَهِيمَ بِالْبُشرَى قَالُوا سلَماً قَالَ سلَمٌ فَمَا لَبِث أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ» «هنگامی که فرستادگان ما (در سر راه خود) نزد ابراهيم آمدند تا به او مژده دهند كه به زودى فرزند دار مى شوند، نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزى نگذشت كه گوسالهاى چاق و بريان برايشان حاضر ساخت .» «فَلَمَّا رَءَا أَيْدِيهُمْ لاتَصِلُ إِلَيْهِ نَكرَهُمْ وَ أَوْجَس مِنهُمْ خِيفَةً قَالُوا لاتخَف إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلى قَوْمِ لُوطٍ» «ولى وقتى ديد دستشان به آن غذا نمى رسد، رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند : مترس ما، مأموران عذاب به سوى قوم لوط هستیم .» «وَ امْرَأَتُهُ قَائمَةٌ فَضحِكَت فَبَشرْنَهَا بِإِسحَقَ وَ مِن وَرَاءِ إِسحَقَ يَعْقُوب» «همسرش كه در آن حال ايستاده بود، ناگهان خوشحال شد و ما به وسيله فرستادگان خود او را به ولادت اسحاق و بعد از اسحاق به ولادت يعقوب از او بشارت داديم .» «قَالَت يَوَيْلَتى ءَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلى شيْخاً إِنَّ هَذَا لَشىْءٌ عَجِيبٌ» «گفت : واى بر من ! آيا من بچه مىآورم كه فعلاً عجوزهاى هستم و آن روزها هم كه جوان بودم نازا بودم و اين شوهرم است كه به سن پيرى رسيده ؟ به راستى اين مژده امرى عجيب است .» «قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَت اللَّهِ وَ بَرَكَتُهُ عَلَيْكمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مجِيدٌ» «(فرشتگان) گفتند : آيا از امر خدا شگفتى مى كنى با اينكه (اولاً كار، كار خدا است و ثانياً شما اهل بيتى هستيد كه) رحمت و بركات خدا شامل حالتان است، چرا كه او حميد و مجيد است .»
|
و همچنین، از این داستان، در آیات 24 الی 30 سوره ذاریات، صحبت به میان آمده است :
|
«هَلْ أَتَات حَدِيث ضيْفِ إِبْرَهِيمَ الْمُكْرَمِينَ» «آيا هيچ داستان ميهمانان محترم ابراهيم را شنيدهاى ؟» «إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سلَماً قَالَ سلَمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ» «آنگاه كه بر او وارد شده،سلام كردند و او هم سلام گفت در حالى كه زير لب مى گفت : ناشناسند .» «فَرَاغَ إِلى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سمِينٍ» «و سپس محرمانه نزد اهل خود شده، گوسالهاى چاق و بريان حاضر كرد .» «فَقَرَّبَهُ إِلَيهِمْ قَالَ أَلا تَأْكلُونَ» «گوساله را نزديك آنان گذاشت و وقتى ديد نمىخورند، پرسيد : چرا نمى خوريد .» «فَأَوْجَس مِنهُمْ خِيفَةً قَالُوا لاتخَف وَ بَشرُوهُ بِغُلَمٍ عَلِيمٍ» «دراينجا بود كه در باطن احساس ترس كرد . گفتند : مترس، و او را به فرزندى دانا بشارت دادند .» «فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فى صرَّةٍ فَصكَّت وَجْهَهَا وَ قَالَت عجُوزٌ عَقِيمٌ» «همسرش در حالى كه جمعى با او بودند، نزديك آمد و به روى خود مى زد و مى گفت : آيا من بچه دار مى شوم، در حالى كه عجوزى نازا هستم .» «قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ» «گفتند : آرى ، پروردگارت اين چنين خواسته و او حكيم و عليم است .»
|
از مُفاد آیات 69 الی 73 سوره هود و آیات 24 الی 30 سوره ذاریات، پی می بریم که :
الف) فرشتگانی که بَر حضرت ابراهیم (علیه السلام) وارد شدند، و در بیشتر روایات آمده که این فرشتگان حضرت جبرئیل امین (علیه السلام)، حضرت میکائیل (علیه السلام) و حضرت اسرافیل (علیه السلام) و حضرت کروبیل (علیه السلام) بودند (9) .
ب) فرشتگان، فقط بَر پیامبران الهی و اولیاء و اوصیاء و صالحین وارد می شوند، بخصوص حضرت جبرئیل امین (علیه السلام) که مأمور «وحی بر پیامبران الهی» است، بنابراین، وقتی حضرت ساره (سلام الله علیها)، می تواند فرشتگان را ببیند و با آنها صحبت هم بکند، مشخص است که آن حضرت بانویی صالحه است، پس چگونه می تواند چنین شخصی که به چنین درجه ای از قُرب الهی رسیده باشد، صفت «حسادت» را در خود داشته باشد .
داستان حضرت ابراهیم و حضرت ساره
حضرت ابراهیم (علیه السلام) در شهر «حرّان»، بُت های بُت پرستان را شکست و نابود کرد، بدین ترتیب هیبت و اُبهت مُشرکان و بُت پرستان را زیر سئوال بُرد،و آنان را تحقیر نمود، بخصوص «نمرود» که ادعای خدایی هم می کرد .
البته، با دلایل عقلی و منطقی نیز به آنها ثابت کرد که این بُتان نمی توانند «خدا» باشند و می بایستی خداوند یکتا را بپرسند . امّا این بُت پرستان و مُشرکان، مانند همتایان خود، به جای هدایت، به لجبازی پرداختند و گوییا چشمانشان کور بود که راه حق را نمی دیدند، بنابراین، در کفر و الحادشان غوطه ور شدند و سرمَست از بازی دنیا، تصمیم گرفتند که حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به در آتش بیاندازند که به معجزه ی الهی، آتش بر آن حضرت سرد و سلامت شد (10) .
سپس حضرت ساره و حضرت لوط به حضرت ابراهیم (علیه السلام) ایمان آوردند و با آن حضرت از آن دیار هجرت کردند .
به این موضوع در آیه 4 سوره ممتحنه قرآن کریم، بدان اشاره شده است :
|
«قَدْ كانَت لَكُمْ أُسوَةٌ حَسنَةٌ فى إِبْرَهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمهِمْ إِنَّا بُرَءؤُا مِنكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلا قَوْلَ إِبْرَهِيمَ لأَبِيهِ لأَستَغْفِرَنَّ لَك وَ مَا أَمْلِك لَك مِنَ اللَّهِ مِن شىْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْك تَوَكلْنَا وَ إِلَيْك أَنَبْنَا وَ إِلَيْك الْمَصِيرُ» «شما الگوى خوبى در ابراهيم و کَسانی که با او بودند، داريد، به ياد آريد آن زمان را كه به قوم خود گفتند : ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى پرستيد بيزاريم، به شما كافريم و از همين امروز براى اَبد اعلام قطع رابطه خويشاوندى و اعلام دشمنى و كينه مى كنيم تا روزى كه به خداى يگانه ايمان آوريد . باقى مى ماند سخنى كه ابراهيم به پدرش گفت، و آن بود كه من فقط مىتوانم از خدا برايت طلب مغفرت كنم و از ناحيه خدا هيچ كار ديگرى نمى توانم صورت دهم . و همگى گفتند پروردگارا بر تو توكل و به سوى تو انابه نموديم كه بازگشت به سوى تو است .»
|
از مُفاد آیه ی فوق، چنین استنباط می شود که خداوند، حضرت ابراهیم (علیه السلام) را و کسانی که با او بودند، را «اُسوه» و نمونه ای برای راهنمایی و هدایت به مسلمانان معرفی می کند .
چه کَسانی در آن دوران، با حضرت ابراهیم (علیه السلام) بودند؟
قطعاً حضرت لوط (علیه السلام و حضرت ساره (سلام الله علیها)، زیرا، هنگامی که بُت پرستانِ مشرک، با حضرت ابراهیم (علیه السلام) سَرِ ناسازگاری داشتند، فقط آنها به او ایمان آورده بودند و در آخرِ آیه نیز دعا می کنند : «پروردگارا ! بر تو توكل و به سوى تو انابه نموديم كه بازگشت به سوى تو است .»
در قرآن کریم، از پیوستن حضرت ساره (سلام الله علیها) به حضرت ابراهیم (علیه السلام) و مهاجرت با آن حضرت، بطور «رمزی» اشاره می کند که در آیه فوق آمده است و (که قبلاً نیز اشاره کردیم) این بدان دلیل است که در تمام قرآن کریم، به جزء شخصِ حضرت مریم (سلام الله علیها)، از تمامی بانوان صالحه، بطور «رمزی» اشاره شده است .
و امّا، پیوستن حضرت لوط (علیه السلام) به حضرت ابراهیم (علیه السلام) و مهاجرت با آن حضرت، در آیه 26 سوره عنکبوت، چنین آمده است :
|
«فَئَامَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قَالَ إِنى مُهَاجِرٌ إِلى رَبى إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ» «لوط به ابراهيم ايمان آورد و اعلام داشت كه من به سوى پروردگارم از شما دورى مى جويم كه عزيز و حكيم تنها اوست .»
|
بنابراین، حضرت ساره (سلام الله علیها)، به همراه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از سرزمین «حرّان» که محل بُت پرستان است، به سوی سرزمین پُر برکت «شامات» هجرت می کند و خلاصه اینکه در تمام فراز و نشیب های زندگی آن حضرت در کنارش، و یار و یاورش بوده، و همواره در خانه، پناه و امیدی برای دلبستگی هایش بوده و عرق خستگی ها را از بدنش می زوده است .
پس چگونه ممکن است این بانوی صالحه ی مکرمه، حسادت بورزد ؟
بانوی محترمی که خود، پیشنهاد ازدواج شوهرش را با حضرت هاجر (سلام الله) می دهد و آن هم به امید اینکه که شوهرش از او، فرزندی بیاورد، آنگاه خود به آن حضرت و فرزند گرامی اش حسادت می ورزد .
همانطور که می دانید، حضرت ابراهیم (علیه السلام)، پدرِ دو پیغمبری است که تاریخ پیامبران را به موازات هم رقم زده اند، یعنی حضرت اسحاق (علیه السلام) در سرزمین پُربرکت «شامات»، و حضرت اسماعیل (علیه السلام) ، یعنی اینکه قرار بوده که این دو پیامبران الهی که اتفاقاً فرزندان حضرت ابراهیم (علیه السلام) بودند، بعد از این تاریخ را در دستان خود بگیرند، و باز هم یعنی اراده ی خداوندی است که چنین بشود .
بنابراین، آیا هجرت حضرت هاجر (سلام الله علیها)، به همراه کودک گرامی اش، حضرت اسماعیل (علیه السلام)، به سوی کعبه و سرزمین حجاز، مسئله ای پیش پا افتاده و بی اهمیت است که بخواهد زنی با بغض و کینه نسبت به هووی خود، تعیین بکند و تاریخ را اینگونه رقم بزند ؟
اصلاً چنین مسئله ای محال می باشد و هرگز و هرگز حضرت ساره (سلام الله علیها)، چنین فعلِ غیرعاقلانه ای را انجام نمی دهد .
داستان هجرت حضرت هاجر (سلام الله علیها) و کودک دلبندش به سرزمین حجاز و مکّه معظمه، در قرآن کریم، آیه 37 سوره ابراهیم بدان اشاره شده است :
|
«رَّبَّنَا إِنى أَسكَنت مِن ذُرِّيَّتى بِوَادٍ غَيرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَيْتِك الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصلَوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تهْوِى إِلَيهِمْ وَ ارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَتِ لَعَلَّهُمْ يَشكُرُونَ» «پروردگارا ! من بعضى از ذريه خويش را در درهاى غير قابل كشت نزد خانه حرمت يافته تو سكونت دادم، پروردگارا ! تا نماز بپا كنند، پس دلهاى مردمى از بندگانت را چنان كن كه به سوى آنان ميل كنند و از ميوهها روزيشان ده، شايد سپاس دارند .»
|
و همانطور که از مُفاد آیه مشخص می شود، حضرت ابراهیم (علیه السلام) به فرمان خداوند عزّ و جلّ، بعضی از ذریه ی خود را (حضرت هاجر و حضرت اسماعیل) را در درّه ای غیرقابل کِشت، نزد خانه ی حرم الهی آورده است، و به منظور «امرمهمی !»، و آن هم به پا داشتن نماز، که خود ستون دین است و مقدمه ای برای احیاء دین الهی .
پی نویس
1-قرآن کریم / سوره بقره / آیه 35 : «وَ قُلْنَا يَئَادَمُ اسكُنْ أَنت وَ زَوْجُك الجَْنَّةَ ...»، «و گفتيم : اى آدم تو و همسرت در بهشت آرام گيريد ...»
2- قرآن کریم / سوره قصص / آیه 8 : «وَ قَالَتِ امْرَأَت فِرْعَوْنَ قُرَّت عَينٍ لى ...»، «و همسر فرعون گفت اين كودك نور چشم من ....»
3- قرآن کریم / سوره آل عمران / آیه 35 : «إِذْ قَالَتِ امْرَأَت عِمْرَنَ رَب إِنى نَذَرْت لَك مَا فى بَطنى مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنى إِنَّك أَنت السمِيعُ الْعَلِيمُ»، «بياد آر زمانى را كه همسر عمران گفت پروردگارا من نذر كردهام كه آنچه در رحم دارم محرر يعنى خالص خدمتكار تو باشد از من قبول كن كه تو، آرى تنها توئى كه شنواى دانائى .»
4- قرآن کریم / سوره انبیاء / آیات 89 و 90 : «وَ زَكرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَب لاتَذَرْنى فَرْداً وَ أَنت خَيرُ الْوَرِثِينَ»، «و ذريا را ياد كن آن گاه پروردگار خويش را ندا داد ، پروردگارا ! مرا تنها مگذار كه تو از همه بازماندگان بهترى .» - «فَاستَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ يَحْيى وَ أَصلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسرِعُونَ فى الْخَيرَتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنَا خَشِعِينَ»، «پس اجابتش كرديم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم چون آنان به كارهاى نيك همى شتافتند و ما را با اميد و بيم همى خواندند و در قبال ما فروتن و خاشع بودند .»
5- قرآن کریم / سوره قصص / آیه 7 : «وَ أَوْحَيْنَا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فى الْيَمِّ وَ لاتخَافى وَ لاتحْزَنى إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسلِينَ»، «و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير بده ، همين كه بر جان او بيمناك شدى او را به دريا بينداز ، و مترس و غمگين مباش كه ما وى را به تو برگردانيده و از پيامبرانش مى كنيم .»
6- قرآن کریم / سوره قصص / آیه 10 : ««وَ قَالَت لأُخْتِهِ قُصيهِ فَبَصرَت بِهِ عَن جُنُبٍ وَ هُمْ لايَشعُرُونَ»، «وى به خواهر موسى گفت : از دور دنبال موسى باش، تا از او خبرى بيابى، خواهر موسى او را از دور ديد اما به طورى كه درباريان ملتفت نشدند .»
7- قرآن کریم / سوره حجر / آیه 71 : «قَالَ هَؤُلاءِ بَنَاتى إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ»، «لوط گفت : اگر هم مى خواهيد كارى بكنيد، اين دختران من حاضرند .»
8- قرآن کریم / سوره قصص / آیه 27 : «قَالَ إِنى أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَك إِحْدَى ابْنَتىَّ هَتَينِ عَلى أَن تَأْجُرَنى ثَمَنىَ حِجَجٍ ...»، «شعیب به موسى گفت مى خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسريت درآورم در برابر اينكه هشت سال اجيرم شوى ...»
9- علاّمه طباطبایی، در تفسیر المیزان، ذیل آیات 69 الی 73 سوره هود، در بحث روایتی چنین آورده است که : در کافی به سند خود از ابی یزید حمار از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) آورده که فرمود : خدای عزّ و جلّ، چهار فرشته مأمور کرد برای هلاک کردن قوم لوط و آن چهار فرشته عبارت بودند از : جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، و کروبیل، این چهار فرشته در سرِ راه خود به دیدن ابراهیم رفته، بَر او سلام کردند .
10- قرآن کریم / سوره انبیاء / آیه 69 : «قُلْنَا يَنَارُ كُونى بَرْداً وَ سلَماً عَلى إِبْرَهِيمَ»، «گفتيم : اى آتش بر ابراهيم خنك و سلامت باش .»
منابع
- قرآن کریم
- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی
تهیه و تنظیم : منیژه شهرابی
هر شب تنهایی