16- ادبیات / نیکلای گوگول
«نیکلای واسیلویچ گوگول»، نویسنده ی بزرگ روس، در تاریخ 1 آوریل (13 فروردین ماه) سال 1809 در «پولتاوا» (اوکراین) به دنیا آمد و در تاریخ 4 مارس (14 اسفند ماه) سال 1852 در «مسکو» از دنیا رفت .
«نیکلای گوگول» بنیان گذار سبک «رئالیسم انتقادی» در ادبیات روسی و یکی از بزرگترین طنزپردازان جهان است .
«گوگول» در روستای «بالشیِه ساورچینتسی» در ایالت «پولتاوا»، واقع در «اوکراین» به دنیا آمد . کودکی او در املاک خانوادگیشان در دهکده ی «واسیلیِفکا» سپری شد . در سال 1818 وارد مدرسه ی شهرستان شد و سپس در دبیرستان علوم عالی شهر «نیژین» به تحصیل ادامه داد . پس از پایان تحصیل به «پطرزبورگ» رفت .
«گوگول» در سال 1829، منظومه ی «هانس کوشِل گارتِن» را به چاپ رساند . این کتاب با موفقیتی روبرو نشد و تقریباً تمام نسخه های آن را خودِ «گوگول» خرید و آتش زد . این ناکامی، نویسنده ی نوپا را نسبت به ادبیات دلسرد کرد، ولی سَرخوردگیِ او طولانی نبود .
«گوگول» در سال های 1831 تا 1832، داستان های «شب هایی در قصبه ی نزدیک دیانکا» را منتشر کرد و تحسین «الکساندر پوشکین» را برانگیخت . «رمانتیسم» این داستان ها در مضمون های افسانه ای و قصه وار آنها و نیز در به تصویر کشیدن زندگی خوش و بی غمِ مردم نمود می یافت . این اثر، گویای عشق و علاقه ی نویسنده به زادگاهش (اوکراین) و مردم آن است و در آن هنوز از خنده ی تلخ و آمیخته به گریه که در مجموعه های بعدی داستان های او با عنوان «میرگورود (1835) احساس می شود، خبری نیست .
«گوگول» در «میرگورود» به نمایش زندگیِ پیش پا افتاده و مبتذل مردمی عامی روی آورد . این نخستین بار بود که در ادبیات روس، نیروی هولناک زندگیِ فاقد معنویت نمایان می شد و ریشه های اجتماعی آن آشکار می گشت .
«گوگول» از سال 1835 تا سال 1842، مشغول نگارش مجموعه ی داستان های «پطرزبورگی» (شامل داستان های «دماغ»، «پرتره»، «کالسکه»، «بلوار نفسکی»، «یادداشت های یک دیوانه» و «شنل») بود که در آنها، استادیِ نویسنده در قلمروهای جدیدی جلوه می یافت . «گوگول» در این داستان ها در مقام روایتگر شهرها، رُخ می نماید که عمق تضادهای اجتماعی موجود در شهر را به چشم دیده و دریافته است .
«گوگول» همزمان با نگارش داستان «پطرزبورگی»، روی نمایشنامه ی «بازرس» نیز کار می کرد . ذهن خلاق و جستجوگرِ نویسنده در این اثر در پی بسط و تعمیم های گسترده و فراگیر بود .
وی در اعتراف نویسنده نوشت : «من در بازرس، عزمم را جزم کردم تا تمام پَلَشتی های (زشتی ها) روسیه را در توده ای گِرد آورم و یکباره همه شان را به تمسخر بگیرم .»
نمایشنامه «بازرس» در سال 1836 به روی صحنه رفت، برخی از آن استقبال کردند و از موفقیت آن به وجد آمدند، و گروهی دیگر، نویسنده را به هجو نویسی و افترا زدن به «روسیه» متهم کردند و او را «یاغی خطرناک» خواندند . این اتهامات و سرزنش ها، «گوگول» را به شدّت تحت تأثیر قرار داد و او تصمیم گرفت به خارج از کشور سفر کند تا در «فراغت دوردست ها» بتواند کتاب «نفوس مُرده» را که تازه نوشتنش را شروع کرده بود، به پایان برساند .
زندگی نسبتاً آرام در «رم» و در میان آثار هنری نفیس موزه های شهر، تأثیر خوبی بَر وضعیت روحی نویسنده نهاد و او در سال 1841، نگارش جلد اوّل «نفوس مُرده» را به پایان بُرد و پس از بازگشت به «روسیه»، آن را منتشر ساخت . در این منظومه ی منثور که در نوع خود منحصر به فرد است، «گوگول» تصویر غمباری از بحران اقتصادی، اجتماعی و معنوی نظام «سرواژ» و رعیت داری را ارائه می دهد و در همان حال، ماهیت درنده خوی گرایش های سرمایه داری را که تازه داشتند در «روسیه» پا می گرفتند، آشکار می سازد . به گفته ی «الکساندر هرتسن»، نویسنده و اندیشمند بزرگ «روس»، این کتاب «لرزه ای بر سراسر روسیه انداخت »، ولی محافظه کاران، همچنان به چشم هجونویس و افترازن به «گوگول» نگاه می کردند . این بدفهمی ها، تأثیر عمیقی بر وضعیت روحی نویسنده گذاشت و او را از لحاظ فکری و عقیدتی دچار تزلزل ساخت .
«گوگول» به منظور بیان نگرش های حقیقیِ خود نسبت به زندگی مردم «روسیه» و نسبت به آثارِ خود، در سال 1847، کتاب «قطعات برگزیده از نامه نگاری با دوستان» را منتشر کرد که در میان هوادارانِ هنرِ او، واکنش های مختلفی برانگیخت . «ویساریون بلینسکی»، منتقد مشهور روس، در نامه ای که در تاریخ فرهنگ و ادبیات روسیه به «نامه به گوگول» مشهور شد، شدیداً او را محکوم کرد .
«گوگول» که احساس می کرد، تکیه گاه های خود را در راه خدمت به «حقیقت» از دست می دهد، برای یافتن آرامش و اتکاء معنوی به «مذهب» روی آورد . او امید بسیاری داشت که با تمام کردن «نفوس مُرده»، سرانجام نظر مساعد خوانندگان را نسبت به خود جلب بکند .
«گوگول» در بخش دوم این اثر، قصد داشت نوزایی «روسیه» را نمایش بدهد و اشراف زادگان والا و دارای افکار مترقی را به تصویر بکشد، ولی طرح او عملی نشد و اثر فاقد یکپارچگی ظاهری و درونی بود .
«گوگول» در یک لحظه ی سَرخوردگی، دستنویس جلد دوّم «نفوس مُرده» را سوزاند و چند روز بعد از دنیا رفت و در «مسکو» به خاک سپرده شد .
«گوگول» نویسنده ای است با قریحه ی استثنایی، تأثیر او بَر نویسندگانِ پس از خود، عظیم و همه جانبه است . «گوگول» جایگاه شیوه ی رئالیسم انتقادی را در ادبیات محکم کرد و سمت و سویی در ادبیات «روسیه» به وجود آورد که به حق «محور گوگول» نام گرفت .
آثار و تألیفات
داستان ها :
- «شب ها کنار دهکده ی دیکانکا» (1832 – 1831) [از این مجموعه داستان کوتاه، داستان «انتقام موحش» توسط «عبدالرحیم احمدی» و داستان «ایوان فیودرویچ اسپونکا و خاله اش» توسط «خشایار دیهیمی» ترجمه شده است .
- «میرگرود» (1835) [از این مجموعه داستان کوتاه، داستان های «ملاک قدیمی» و «چطور ایوان ایوانویچ با ایوان نیکیفورویچ دعوا کرد» توسط «خشایار دیهیمی» ترجمه شده است .
- «تاراس بولبا» (قسمتی از «میرگرود» 1835)
- «آرابسک» (1835) [سه داستان از این مجموعه به فارسی منتشر شده است . داستان «تصویر»، تحت عنوان «پرتره»، ترجمه «پرویز همتیان بروجنی»، انتشارات «چشمه» و داستان های «بلوار نیفسکی» و «یادداشت های یک دیوانه»، ترجمه «خشایار دیهیمی» در کتاب «یادداشت های یک دیوانه و هفت قصه دیگر»، انتشارات «نی»]
- «بینی» (1836) [ترجمه «خشایار دیهیمی» در کتاب «یادداشت های یک دیوانه و هفت قصه دیگر»، انتشارات «نی»]
- «کالسکه» (1836) [ترجمه «خشایار دیهیمی]
- «شنل» (1842) [ترجمه «خشایار دیهیمی» در کتاب «یادداشت های یک دیوانه و هفت قصه دیگر»]
- «روح های مُرده (نفوس مُرده) (1842) [ترجمه «کاظم انصاری» با نام «نفوس مُرده»، نشر «اندیشه» و ترجمه «فریدون مجلسی»، با نام «مُردگان زرخرید»، انتشارات «نیلوفر» . این کتاب در لیست «روزنامه گاردین» با عنوان «1000 رُمان که هر شخصی باید بخواند» قرار دارد .]
نمایشنامه ها :
- «بازرس» (1836) [ترجمه «آبتین گلکار»، انتشارات «هرمس»]
- «عروسی» (1842) [ترجمه «آبتین گلکار»، انتشارات «هرمس»]
- «قماربازان» (1843) [ترجمه «عبدالرحیم احمدی» در کتاب «انتقام موحش و قماربازان»، انتشارات «دادار»]
تهیه و تنظیم ... منیژه شهرابی
هر شب تنهایی