16- ادبیات / دعبل خزاعی، شاعر عرب شیعه (1)
پدرش «رزین خزاعی» و جدّ اعلای او «عبدالله بن بدیل»، صحابی و سفیر حضرت محمّد مصطفی رسول الله (ص) و از شیعیان و اصحاب حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) بود که به همراه قبیله «خزاعه» در جنگ «صفیّن»، با «معاویه بن ابی سفیان» جنگید و به همراه سه برادرش در این جنگ به شهادت رسید . خاندانش از بیوتات قدیم شیعه و راوی حدیث و شاعر و برادرش «علی» و پسرعمویش «ابوالشیص»، همگی شاعر بودند .
موطن اصلی «دعبل»، «کوفه» بود و دوران کودکی و نوجوانی را در «کوفه» و «بصره» گذراند و بعد به «بغداد» رفت و مشغول تحصیل علم شد . شعر و ادب عربی را از «مسلم بن ولید انصاری»، ملقب به «صریح الغوانی» که شاعر «هارون الرشید» و «برامکه» بود، فراگرفت و از همان جوانی به سرودن شعر پرداخت .
«دعبل»، زمان چهار امام شیعه را [حضرت امام جعفر صادق (ع)، حضرت امام موسی کاظم (ع)، حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) و حضرت امام جواد الائمه (ع)] درک کرد و در واقع همزمان با چند تن از خلفای عباسی [مهدی، هادی، هارون، امین، مأمون، معتصم، واثق، متوکل] هم بود .
در زمانی که حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)، از «مدینه النبی (ص) به «خراسان» هجرت کرد، «دعبل» به همراه «ابراهیم بن عباس صولی»، شاعر دیگر شیعه، عازم زیارت حضرت امام رضا (ع) شد . هر دو شاعر در «مرو» نزد حضرت امام رضا (ع) رفتند و قصیده خود را در مرثیه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و مناقب آن و سایر بنی هاشم انشاء نمودند .
قصیده «دعبل» که حماسه تاریخ بنی هاشم و منقبت نامه آل علی (ع) بود، بسیار مورد توجه قرار گرفت و حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) و اهل بیت گریستند ... تمام محدّثان و مورّخان و تذکره نویسان، از این قصیده ستایش کرده و تمام یا قسمتی از آن را نقل کرده اند .
«دعبل خزاعی»، مدّت 60 سال پیاپی شاعری کرد و به کشورهای آفریقایی و آسیایی (دمشق، مصر، مغرب، ری، خراسان) سفر کرد ...
البته بعضی از اشخاص نیز، به دلیل صریح بودن و تعصبی که نسبت به خاندان عصمت و طهارت داشت، با وی دشمنی داشتند . زمانی که «دعبل خزاعی» در «بغداد» بود، «مالق بن طوق تغلبی» که از افراد با نفوذ عرب بود، با وی دشمنی داشت و درصدد قتل او برآمد . «دعبل» به «بصره» فرار کرد و سپس راه «اهواز» را درپیش گرفت .
«مالق بن طوق تغلبی» به شخصی ده هزار درهم داد و او را مأمور قتل «دعبل» کرد . زمانی که «دعبل» در یکی از آبادی های «شوش دانیال (ع)» به نام «طیبه» بود، آن مرد بعد از نماز عشاء، با نوک عصای دشنه مانند زهرآگین خود، زخمی به پشت پای «دعبل» زد که او را مسموم نمود و روز دیگر بر اثر جراحت آن، درگذشت .
سن «دعبل» در هنگام وفاتش 97 سال بود و تاریخ وفاتش، سال 245 ه. ق. و مدفن او در «شوش دانیال (ع)» است .
«دعبل»، دو پسر به نام های «عبدالله» و «حسین» داشت که «حسین» خود شاعری بزرگ بود .
«علی» فرزند «دعبل» چنین نقل می کند : وقتی مرگ پدرم نزدیک شد، رنگ چهره اش تغییر کرد، زبانش بند آمد و صورتش سیاه شد . من بر حال او ترسیدم و با خود گفتم «مبادا از مذهب تشیّع برگشته باشد !»
پدرم با همان حال از دنیا رفت . من بعد از سه روز او را در خواب دیدم که لباس سفیدی بر تن داشت و کلاه (احتمالاً منظورش دستار بود – شهرابی) سپیدی بر سر گذاشته بود، به او گفتم : پدرجان، خداوند با تو چه کرد ؟
پدرم گفت : ... وقتی که از دنیا رفتم، همچنان گرفتار بودم تا رسول الله (ص) را دیدم که لباس سفیدی بر تن داشت و کلاه (دستار، اَمان از کسانی که اینطور تاریخ را تحریف می کنند . شهرابی) سپیدی بر سر گذاشته بود .
حضرت رسول الله (ص) از من پرسید : آیا تو دعبلی ؟
عرض کردم : بله یا رسول الله (ص) .
حضرت رسول الله (ص) فرمود : برای من شعری را که برای فرزندانم گفته ای بخوان !
من این شعر را خواندم : ای دنیا ! هرگز خنده بر لبانت نقش نبندد، چون آل احمد (ص) مظلوم اند و در چنگال ستمگران مقهور . آنها را از خانه هایشان پراکنده و تبعید کردند، گویا گناه آنان نابخشودنی بوده است !!!
حضرت رسول الله (ص) مرا تحسین کرد و سپس مرا شفاعت فرمود و لباس و کلاهش (دستار) را به من بخشید . [بحارالانوار، ج 49، ص 241، ح 10 / عیون الاخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 266]
از «دعبل خزاعی»، سه اثر یاد شده است :
1- طبقات الشعراء
2- الواحده فی مناقب العرب و مثالبها
3- دیوان اشعار
دیوان اشعار «دعبل» را «ابوبکر صولی» در 300 ورق جمع آوری و بعد «حمزه بن حسن اصفهانی» و از متأخرین «شیخ محمد سماوی»، مجموعه های دیگری از آن ترتیب داده اند ... قصیده تأیید «دعبل» را که از بهترین و عالی ترین نمونه های مدح در ادب عرب است، عدّه ای از بزرگان شیعه، مانند «علاّمه مجلسی» و «سید نعمت الله جزایری» شرح کرده اند و مضامین آنها در اشعار سایر شاعران شیعه تکرار شده است .
ادامه دارد ... منیژه شهرابی
هر شب تنهایی