«فیلیس لی ایسلی»، با نام هنری «جنیفر جونز» (به انگلیسی: Jennifer Jones) در دوم مارس (12 اسفند ماه) سال 1919 در «تولسا» (ایالت اُوکلاهما) به دنیا آمد و در 17 دسامبر سال 2009 در «مالیبو» (ایالت کالیفرنیا) درگذشت .

«جینفر جونز»، 5 مرتبه، برای بازی‌ های خود در فیلم های مختلف، نامزد دریافت جایزه اسکار گردید و در سال 1943، برای ایفای نقش در فیلم به یادماندنی «آهنگ برنادت»، جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را از آن خود کرد .

 

سال های نخست  زندگی

والدین «جنیفر جونز»، هر دو هنرپیشه های «وود دویل» بودند . مادر او «فلورا مای» (با نام اصلی سوبر) و پدرش «فیلیپ راس ایسلی» بود . پدر و مادر او در ایالت‌ های غرب میانه امریکا، یک تور مخصوص جهت نمایش‌ های دوره‌ای به راه انداخته بودند که خود صاحبان و اداره کنندگان و بازیگران آن بودند و نمایش‌ های مختلف را در یک چادر اجرا می ‌کردند . «جنیفر جونز» نخستین بار در چادر یکی از همین نمایش‌ های دوره‌ای به روی صحنه آمد .

درسال ‌های 1936 تا 1937، «جنیفر جونز» وارد کالج «مونت کازینو جونیور»، واقع در «تولسا» شد و سپس در دانشگاه «نورث وسترن» تحصیلات خویش را ادامه داد . سپس در سال 1938 به آکادمی هنرهای دراماتیک آمریکا (آکادمی هنرهای نمایشی امریکا)، در شهر «نیویورک» رفت و در آنجا نیز آموزش‌ های خویش را ادامه داد و در همین روزها بود که به همراه همسرش به سمت «هالیوود» کشیده شد .

«جنیفر جونز»، برای نخستین بار در سال 1939 در دو نقش کوچک ظاهر شد که اولی ایفای نقش در یک فیلم وسترن با شرکت «جان وین» با عنوان «مرزبانان جدید»، و دیگری نقشی کوچک در سریالی با شرکت «دیک تریسی» تحت عنوان گروه «مردان(جی من)» بود . در این دو فیلم، او با نام «فیلیس ایسلی» شناخته شد . با این حال، وی نتوانست از پس یک تست بازیگری که توسط کمپانی «پارامونت» انجام می ‌شد، با موفقیت برآید و به همین خاطر تصمیم به بازگشت به شهر «نیویورک» گرفت .

 

فعالیت‌ های بعدی

درحالی که همسر «ایسلی» (جنیفر)، یعنی «رابرت واکر» مشغول انجام فعالیت هایی مداوم در برنامه ‌های رادیویی بود، «ایسلی»، به دنبال شغلی مناسب در عرصهٔ بازیگری می‌ گشت و در همین زمان، درعین حال به صورت پاره وقت، به عنوان مدل در یک کارخانهٔ ساخت کلاه زنانه که به آژانس پاورتی (قدرت) وابسته بود، مشغول به کار شد .

هنگامی که وی اطلاع یافت که یک تست بازیگری برای یافتن ستاره‌ای تازه جهت ایفای نقش اصلی یک فیلم (کلودیا که نقش اصلی آن عاقبت توسط رُز فرانکن ایفا گردید)، در حال انجام است، خودش را به دفتر فیلمسازی «دیوید سلزنیک» در «نیویورک» رسانید و برای ایفای این نقش اعلام آمادگی کرد، امّا پس از پایان این تست بازیگری، وی به گریه افتاد !، چرا که تصور می‌ کرد در ارائهٔ هنر خویش، بسیار بد عمل کرده‌است . با این حال، خود «دیوید.او.سلزنیک» برحسب اتفاق صدای وی را در موقع ارائهٔ تست بازیگری شنید و همین شنیدن اجرای او، «سلزنیک» را به اندازه کافی تحت تأثیر قرار داد که سبب شود وی از منشی اش بخواهد که با «ایسلی» تماس حاصل کند و او را دوباره فرا بخواند . بدین ترتیب پس از انجام مصاحبه، میان آنها یک قرارداد 7 ساله به امضاء رسید .

بدین ترتیب وی در سال 1941 بع وسیلهٔ «دیوید سلزنیک» کشف شد و در یک نمایشنامه در «نیویورک» به روی صحنه رفت .

از آن پس «ایسلی» به دقت برای تبدیل شدن به یک ستاره سینما، مورد توجه قرار گرفت و صاحب نام تازه‌ای شد : «جنیفر جونز»، در سال 1943، کارگردانی به نام «هنری کینگ» برای انتخاب هنرپیشه‌ای که در نقش «برنادت سوبیرو» در فیلم «آوای برنادت»، ایفای نقش کند، یک آزمون به انجام رسانید . در این آزمون «جنیفر جونز» توانست کارگردان مذکور را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و از میان صدها نفر داوطلب که آرزومند ایفای این نقش بودند، برای این نقش برگزیده شود . بدین ترتیب «جنیفر جونز» در سال 1944، و در بیست و پنجمین سالروز تولد خود موفق شد که برندهٔ جایزه اسکار بهترین بازیگر زن برای بازی درخشان خود در نقش «برنادت سوبیرو» گردد . در همان سال، «اینگرید برگمن»، که از دوستان «جنیفر جونز» بود نیز، نامزد دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازیش در نقش «ماریا» در فیلم «ناقوس مرگ چه کسی را می‌ نوازند ؟» [که در تهران با عنوان «زنگ‌ ها برای که به صدا درمی‌آیند ؟» نمایش داده شد]، گردیده بود . به همین دلیل «جونز» وقتی برای دریافت جایزه اش رفت، از «برگمن» عذرخواهی نمود، امّا «برگمن» جواب داد : «نه جنیفر! برنادت تو، خیلی بهتر از ماریای من بود!». البته یک سال بعد، «جونز»، اسکار بهترین بازیگری نقش اول زن را، به خاطر ایفای نقشی که «اینگرید برگمن» در فیلم «چراغ گاز» کرده بود، به «برگمن» واگذار نمود .

در طول دو دههٔ بعد، «جنیفرجونز» در طیف گسترده‌ ای از نقش ‌هایی که توسط «سلزنیک» انتخاب شده بودند، ظاهر شد . چهرهٔ سبزه و زیبایی خاصّ و ویژهٔ «جنیفر جونز»، در کنار طبع ظریف و حسّاس وی، از او چهره‌ای جذاب برای مخاطبان می‌ ساخت و طیف‌ های متفاوتی از تماشاگران سینما را جذب او می ‌نمود . تصویر اولیهٔ او در سینما (تصویری که با نخستین ایفای نقش جدّی او، در نقش برنادت سوبیرو پدید آمده بود) چهرهٔ او را در هاله‌ای از قداست پیچیده بود، امّا این چهره در تضاد کامل با نقشی بود که او، سه سال بعد و هنگامی که وی نقش یک زن دورگهٔ اغواگر و تحریک کننده در فیلم جنجال برانگیز «دوئل در برابر خورشید» (1946) [که در تهران با عنوان جدال در آفتاب نمایش داده شد]، را ایفا نمود .

از جملهٔ دیگر فیلم‌ های قابل توجه «جنیفر جونز» می‌ توان به این موارد اشاره کرد : از وقتی تو رفتی (1944)، نامه ‌های عاشقانه (1945)، کلانی براون (1946)، پرتره جنی [تصویر جنی](1948)، مادام بوواری (1949)، کاری (1952) روبی جنتری [در ایران با عنوان: جدال در مرداب](باز هم در 1952)، بی احتیاطی همسر آمریکایی (1953)، شیطان را بران! (1953)، عشق چیز باشکوهی است [در ایران با عنوان: تپّه وداع] (1955)، صبح بخیر دوشیزه داو(1955) همچنین در، مردی در جامه فلانل یا پشمی خاکستری [در تهران با نام: مرد خاکستری پوش] (1956) با بازی «گریگوری پک» در نقش مقابل «جنیفر جونز»، و وداع با اسلحه (1957) .

از جملهٔ هنرپیشگان برجستهٔ مرد که در این دوره همبازی «جنیفر جونز» بودند، می ‌توان به این افراد اشاره کرد  چارلز بویر، جوزف کاتن، گریگوری پک، جان گارفیلد، چارلتون هستون، لارنس الیویه، مونتگومری کلیفت، هامفری بوگارت، ویلیام هولدن، رابرت استاک، جان گیل گاد، راک هادسن و جیسون روباردز  

از چهرهٔ «جنیفر جونز» برای فیلم پرترهٔ جنی (تصویر جنی)، پرتره های قابل توجه تهیه شد که در سرتاسر فیلم محوریت داشت، این پرترهٔ معروف، به وسیلهٔ «رابرت براکمن» نقاشی شده بود .

آخرین ظهور و هنرنمایی بزرگ و قابل توجه «جنیفر جونز» بر روی صفحه نقره‌ای سینما، یک فیلم  تماشایی به نام «برج جهنمی» (آسمانخراش جهنمی) بود که در سال 1947 ساخته و اکران شد و در آن او همراه با «فرد آستر»، رقصی به یاد ماندنی را بر فراز یک برج که در معرض خطر آتش سوزی بود، انجام می ‌دهد، آن هم درست قبل از آن که آتش در «سان فرانسیسکو» سرتاسر یک آسمانخراش را در روزی که افتتاح رسمی آن را به عنوان بلندترین ساختمان در جهان جشن گرفته‌اند، فرابگیرد . آخرین صحنهٔ حضور «جنیفر جونز» در این فیلم یا صحنهٔ خروج او از تصویر [که معادل با خروج او برای همیشه از سینماست] نیز، صحنه ‌ای بسیار احساسی و تأثربرانگیز است . در این صحنه وی پس از اینکه به دو کودک برای فرار از فاجعه کمک می‌ کند، خود قربانی انفجار می‌ شود و در آسانسوری که از کار افتاده و در خارج از ساختمان قرار گرفته و از فراز 110 طبقه، به پایین سقوط می ‌کند و می ‌میرد .

نقش آفرینی او در این فیلم برایش نامزدی جایزهٔ «گلدن گلوب»، به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به ارمغان آورد . صحنه ‌هایی در اوایل این فیلم هست که در آن نقاشی‌ های زیبایی قرض گرفته شده از گالری هنری «نورتون سیمون» نشان داده می ‌شود که این «سیمون» همسر سوم «جنیفر جونز» در زمان تولید فیلم مذکور بود .

 

منبع : ویکی پدیا ... با تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی