14- بزرگداشت (1) / امام محمد غزالی (1)
|
سوم دی ماه / درگذشت امام محمد غزالی |
«امام محمّد غزالی»، فرزند «محمد»، با نام کامل «ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی»، فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی، در تاریخ 435 ه.ش (450 ه.ق.) در «طوس» (ایران) به دنیا آمد و در تاریخ 3 دی ماه سال 490 ه.ش (جمادی الاولی سال 505 ه.ق.)، در «طوس» (ایران) درگذشت .
«امام محمد غزالی»، یکی از بزرگ ترین مردان تصوف سده پنجم هجری است و لقب ایشان « حجة الاسلام زین الدین الطوسی» می باشد و در جهان غرب، بیشتر با نام های Al-Ghazali و Algazel شناخته می شود .
زندگی
«امام محمّد غزالی»، در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت . پدرش مردی از صالحان زمان خود بود که از رشتن پشم، گذران زندگی می کرد . آنچه می رَشت، در دکانی، در بازار پشم فروشان می فروخت و بدین سبب او را «غزالی» می گفتند . پدر «امام محمد غزالی»، اهل ورع و تقوی بود و غالباً در مجالس فقیهان حضور می یافت . دو پسر داشت : محمد و احمد . این دو هنوز خردسال بودند که پدر از جهان رخت بربست .
طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که «ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی» نام داشت و صوفی مسلک بود، سپردند . آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید . روزی به آنها گفت : «هر چه از پدر برای شما مانده، در وجه شما بکار بردم، من مردی فقیر هستم و از دارایی بی نصیب، اکنون باید برای تحصیل فقه به مدرسهای بروید تا با آنچه به عنوان ماهیانه میگیرید، نانی بدست آورید که مرا سخت کیسه تهی است .»
«محمد» و برادرش «احمد»، ناگزیر به یکی از مدارس طلاب در «نیشابور» رفتند و به تحصیل ادامه دادند . «ابوحامد محمد غزالی»، بی اندازه باهوش و تند ذهن بود . علوم دینی و ادبی را نزد «احمد الراذکانی» فراگرفت و سپس مدتی در یکی از مدارس «طوس» به تحصیل پرداخت . آنگاه به «گرگان» نزد «ابونصر اسماعیل» رفت، بعد از مدتی دوباره به زادگاه خود، «طوس» برگشت و مدّت سه سال در «طوس» به مطالعه و تکرار دروس پرداخت .
امام محمد غزالی در آستانهٔ شیخ الحرمین
«امام محمد غزالی» در سال ۴۷۰ هجری قمری به «نیشابور» رفت و در آنجا با «امام الحرمین ابی المعالی الجوینی» آشنا شد و تا وفاتش که در سال ۴۷۸ هجری قمری بود، ملازمش بود . تحصیلات «امام محمد غزالی» تنها فقه نبود، او در علم اختلاف مذاهب، جدل، منطق و فلسفه هم دانش اندوخت تا آنجا که بر همه اقران خود تفوق یافت . در میان چند تن شاگردان «ابوالمعالی جوینی» که همگی از علماء و فضلای آن دوره بودند، بر همه تقدّم یافت و «امام الحرمین»، به داشتن چنین شاگردی به خود می بالید .
در بارگاه وزیر اعظم نظام الملک
بعد از وفات استادش، «امام الحرمین ابی المعالی الجوینی»، «امام محمد غزالی» به قصد دیدار «خواجه نظامالملک طوسی»، وزیر سلطان «ملکشاه سلجوقی» پسر «آلب ارسلان» از «نیشابور» بیرون آمد . وی وزیر، «نظام الملک» را در لشکرگاهش ملاقات نمود . «نظام الملک» را از «امام محمد غزالی» که هم شهریش نیز بود، خوش آمد، اکرامش کرد و بر دیگرانش مقدم داشت و «امام محمد غزالی» مدت شش ماه در کنف حمایت او زیست . سپس او را به تدریس در «نظامیه بغداد» و توجه به امور آن مأمور کرد . «امام محمد غزالی» در سال ۴۸۳ هجری وارد بغداد شد و با موفقیت زیاد به کار پرداخت و سخت مورد توجه و اقبال دانش پژوهان گردید . حلقه درس او هر روز گسترش بیشتر یافت و فتواهای شرعی او مشهورتر شد، تا آنجا که صیّت اشتهارش دور و نزدیک را بگرفت .
«امام محمد غزالی» در «بغداد» در ضمن تدریس به تفکر و تألیف در فقه و کلام و ردّ بر فرقه های گوناگون چون باطنیه، اسماعیلیه و فلاسفه نیز مشغول بود . در این مرحله از نخستین مرحله های حیاتش بود که در معتقدات دینی و همه معارف حسی و عقلی خود به شکّ افتاد، ولی این شکّ بیش از دوماه به طول نینجامید و پس از آن به تحقیق در فرقه های گوناگون پرداخت و در علم کلام استادی یافت و در آن علم صاحب تألیف و تصنیف شد . آنگاه به تحصیل فلسفه همت گماشت، ولی بدون آنکه از استادی استعانت جوید، خود به مطالعه کتاب های فلسفی پرداخت .
«امام محمد غزالی»، وقت های فراغت از تصنیف و تدریس علوم شرعی را به مطالعه کتاب های فلسفی اختصاص داده بود و این کار سه سال مدّت گرفت . چون از فلسفه فراغت یافت به مطالعه کتاب های تعلیمیه و اطلاع از دقایق مذهب ایشان اشتغال جست . در این مرحله از عمر بود که به تألیف مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه و المستهظرین که همان کتاب «فضایح الباطنیه و فضائل المستظهریه» باشد و برخی کتاب های فقهی و کلامی دیگر توفیق یافت .
سفر امام غزالی به شامات
«امام ابی حامد محمد الغزالی»، در سال ۴۸۸ هجری از «خراسان» راهی «شام» شد و در آنجا نزدیک به دو سال بماند، که هیچ کار جزء عزلت و خلوت و ریاضت و مجاهدت نداشت . مدتی در مسجد «دمشق» اعتکاف نمود، سپس از «شام» به «بیت المقدس» رفت و هر روز به مسجد «قبه الصخره» می رفت و خویش را در آنجا محبوس می داشت و گاه به آب و جارو کردن مسجد و خدمتگذاری زائران می پرداخت، تا اینکه داعیه حجّ در او پدید آمد و به «حجاز» رفت . بر سر راه «حجاز» در «الخلیل»، چنان که خود در زندگی نامهٔ خود نوشتش «المنقذ من الضلال» آورده است، بر سر تربت «ابراهیم خلیل» با خدا عهد کرد که دو کار را دیگر هرگز نکند، از پادشاهان صله نگیرد و وارد مجادلات کلامی با دیگر متکلمان نگردد . سپس شوق دیدار و درخواست های کودکان به وطن کشیدش و با آنکه نمی خواست بدانجا بازگردد، عزم «طوس» کرد، ولی در «طوس» نیز خلوت گزید و تا دل را تصفیه کند، به ذکر پرداخت . حادثه های زمان و مهم های عیال و ضررهای معاش از مقصد بازش می داشت و آرامش خاطر او را برهم می زد . این حال ده سال بطول انجامید، و «امام محمد غزالی» در این مدت مشهورترین کتاب های خود و به ویژه «احیاء علوم الدین» را تألیف کرد .
بازگشت به نیشابور
«ابی حامد الغزالی» در سال ۴۹۹ هجری قمری از عزلت بیرون آمد و قصد «نیشابور» کرد . در «نظامیه» این شهر به تدریس مشغول شد . علّت بازگشت او به «نیشابور» و تدریس در «نظامیه»، با آنکه در «بغداد» از تدریس اعراض کرده بود و از این ماجرا ده سال می گذشت، فرمان پادشاه بود، زیرا این اصرار به قدری شدید شده بود که اگر استنکاف می ورزید، بیم جان خویش داشت، امّا پادشاهی که «امام محمد غزالی» را فرا خوانده بود، «محمد» برادر «برکیارق سلجوقی» بود که در سال ۴۹۸ هجری به پادشاهی رسیده بود و شاید از عوامل بازگشت به «نظامیه نیشابور»، «فخرالملک وزیر»، پسر «نظام الملک طوسی» بود که در «بغداد»، «امام محمد غزالی» را به تدریس واداشته بود .
توقف «امام محمد غزالی» در «نیشابور» بیش از دو سال به طول نینجامید، که بار دیگر تدریس را ترک گفت و در «طوس» عزلت گزید . در خانهٔ خود را به روی آشنا و بیگانه فروبست و با اینکه «سلطان سنجر» او را به تدریس خواند، «امام محمد غزالی» از رفتن سرباز زد و عذر خواست و همچنان در خانهٔ خود منزوی ماند، تا اینکه بعد از دو سال بدرود حیات گفت .
درگذشت
«حجة الاسلام امام ابی حامد محمد الغزالی» در روز دو شنبه ۳ دی ۴۹۰ شمسی، ۱۴ جمادی الاخر سال ۵۰۵ هجری قمری، و در سن ۵۵ سالگی در شهر «طوس» بدرود زندگی گفت و در «طابران»، «طوس» به خاک سپرده شد .
ادامه دارد ... منیژه شهرابی
هر شب تنهایی