ایوان مدائن، همان کاخی است که می گویند در شب تولد حضرت

محمّد رسول الله (ص)،14 کنگرۀ آن شکست و فرو ریخت .

 

«طاقِ کسری» (تاق خسرو) یا «ایوانِ مداین»، نام کاخ پادشاهان ساسانی در شهر «اسبانبار» در ساحل خاوری رود «دجله» و از مهمترین سازه ‌های دوران ساسانیان است .

بیشتر گمان می‌شود که «طاقِ کسری» در «تیسفون» جای‌ دارد، ولی «تیسفون»، «اسبانبر» و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد» روی هم «شهرگان» یا «مدائن» را تشکیل می ‌دادند .

طاق اصلی این کاخ، بلندترین طاق خشتی ساخته شده به دست انسان می ‌باشد . بلندای این طاق ۳۵ متر، پهنایش ۲۵ متر و درازایش ۵۰ متر است .

بنابر آنچه در نوشتار پهلوی «خدای ‌نامگ» آمده ‌است، این کاخ به دستور «شاپور اول» ساخته ‌شده ‌است .

بازمانده این کاخ هنوز در کشور کنونی «عراق» بجاست .

«ابوجعفر منصور»، خلیفه عباسی کوشید تا آن را ویران سازد، ولی در این کار ناکام ماند .

سبک معماری بنا به شیوه «معماری پارتی» است .

 

ویژگی و تاریخچه بنا

«طاق کسری» بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل «تیسفون»، (عراق فعلی)، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به «ایوان کسری» بوده ‌است، طول و عرضش به ترتیب حدوداً ۳۶۵ و ۲۷۵ متر تخمین زده‌اند .

این ایوان در محلهٔ جنوبی تیسفون موسوم به «اسفانبر» یا «اسانبر» و یا «اسبانبار» واقع بود، و بانی آن را «شاپور اول ساسانی» شمرده‌اند، و پس از وی ظاهراً «خسرو انوشیروان» به ترمیم و تجدید بنای آن اقدام کرد .

در مجاورت طاق، چهار دسته ویرانه مشاهده می ‌شود که جالب‌ ترین آن‌ها تلّی است معروف به حرم کسری؛ این ویرانه‌ ها جزء ایوان کسری بوده ‌است . به فاصلهٔ حدود ۴۶۰ متری جنوب شرقی طاق بقایای ساختمان‌ هایی مشاهده می‌ شود، که تا گوشهٔ دیوار معروف به بستان کسری، که شاید حصار باغ وحش بوده‌است، امتداد دارد . در فاصلهٔ حدود ۹۱۰ متری جنوب غربی بستان «تلّی» به ارتفاع ۶ الی ۵/۷ متر واقع است، که قاعده‌اش چهار گوش است، معروف به «تل‌الذهب» (تل طلا) یا خزانهٔ کسری است، و آن ظاهراً در اصل بنای واحدی بوده که «خسرو پرویز» برای خزاین خود ساخته بوده‌ است . «طاق کسری» که عظیم‌ ترین و نظرگیرترین یادبود عظمت گذشتهٔ تیسفون است، در وسط ویرانه ‌های مداین قرار دارد . آنچه که از آن باقیست نمایی است عظیم، به طول حدود ۹۳ متر، که اصلاً بیش از ۳۰ متر ارتفاع داشته و طاق‌نمایی به عرض حدود ۲۴ متر آن را به دو قسمت نامساوی تقسیم می‌ کند . تالاری به طول بیش از ۴۵ متر و دارای ۱۰ ردیف اطاق‌های جانبی دارد . در عقب تالار دری پهناور است، که به حیاطی وسیع باز می‌ شود .

در محلی نه چندان دور از این کاخ، در سروستان، ویران بنایی وجود دارد که تاریخ آن معلوم نیست، نمایی با سه قوس، یک تالار بزرگ مرکزی با دو اطاق جانبی، که پوشش آن‌ ها از گنبد های شلجمی، طاق ‌های دبه‌ای، و نیم‌ گنبد هایی تشکیل می ‌شود که حکم «پشت‌بند» را دارند . «پشت‌بند» اسکلتی معماری گوتیک ممکن است از این نیم‌ گنبد ها، با برداشتن تمام قسمت‌ های آن جزء قالب نگاهدارنده‌اش، اقتباس شده باشد .

در شمال باختری شوش خراب یک کاخ دیگر وجود دارد، ایوان کرخه .

این کاخ کهن‌ترین نمون طارم عرضی است که با تیرک ‌های قطری ساخته شده ‌است، امّا جالب ‌ترین آثار زمان ساسانیان، کاخ سلطنتی تیسفون بود که اعراب به آن «طاق کسری» لقب دادند . این احتمالاً همان بنایی است که یک مورخ یونانی سال ۶۳۸ وصف می ‌کند و می ‌گوید : الگو: گفتاوردیوستینیانوس سنگ مرمر یونانی برای خسرو تهیه کرد و صنعت ‌گران ماهری فرستاد که کاخی به سبک رومی در نزدیکی تیسفون برایش ساختند . جناح شمالی این بنا در سال ۱۸۸۸ فرو ریخت؛ گنبد آن از میان رفته است؛ سه دیوار بزرگ به ارتفاع ۳۵ متر بالا رفته‌اند و نمایی در جهت افقی دارند که به پنج ردیف از قوس‌های کور تقسیم شده‌است. یک قوس بزرگ مرکزی، که بیست و شش متر ارتفاع و بیست و دو متر عرض دارد و بلندترین و پهن‌ترین قوس بیضی شکل است که تاکنون شناخته شده، به سقف تالاری منتهی می‌شد که طولش ۳۵ و عرضش ۲۳ متر بود؛ شاهان ساسانی فضای وسیع را دوست داشتند . این نماهای خراب شده تقلیدی از نماهای غیر ظریف رومی، مانند تماشاخان مارکلوس، هستند . این نماها بیش از آنکه زیبا باشند، پُراُبهت هستند؛ اما نمی‌ توان درباره زیبایی‌ های گذشته از روی ویرانه‌ های فعلی قضاوت کرد .

نظر فردوسی در مورد ساختمان طاق کسری

فردوسی در مورد ساختمان «طاق کسری» داستان مفصّلی در فصل مربوط به «انوشیروان» ذکر می‌ کند . فردوسی می ‌گوید «انوشیروان» به تمام نقاط جهان جارچی ‌هایی فرستاد که بهترین معماران را برای ساختن کاخ بزرگی در تیسفون دعوت کنند . تعداد زیادی معمار از همه جا به دربار پادشاه روی آوردند و پس از انتخاب دقیقی سیصد نفر از میان آنان جدا شد و از بین آن سیصد نفر نیز سه نفر که از همه آن‌ها مهارت بیش‌تری در امر ساختمانی داشتند، انتخاب شدند و از آنها یکی رومی بود . معلوم نیست گفته فردوسی از رومی بودن این معمار چیست؟ آیا می‌ خواهد بگوید واقعاً اهل روم بود یا این که قصدش این است که از مغرب ایران، مثلاً از شام یا آسیای صغیر بود . به هرحال آن معمار رومی مشغول کار ساختمان پی‌ ها و دیوار این طاق یا ایوان بزرگ می‌ شود .

فردوسی چنین نقل می ‌کند که : در روز بارعام قبلاً شاهنشاه روی تخت طلای خود جلوس می‌کرد و چون تاجی که باید برسر بگذارد بسیار سنگین بود آن را به زنجیری از طلا در بالای سر شاهنشاه از بالای طاق طوری آویزان می ‌کردند که در بالای سر وی قرار گیرد .

سپس اعیان و طبقات مختلف مملکت در بیرون پرده صف می‌کشیدند و (بنابر گفته جاحظ) با انجام مراسمی پرده را کنار می ‌زدند و شاهنشاه ایران با شکوه و جلال مخصوصی روی تخت خود پدیدار می‌ گشت و به طبقات مختلف بار می‌ داد .

به هرحال بنابر نظر فردوسی، آن معمار رومی دیوارهای کاخ را تا پایه طاق بالا برد و از پادشاه خواهش کرد زنجیری از طلا آوردند و دیوار را در حضور جمع اندازه گرفتند، سپس آن را در جعبه‌ای قرار دادند و آن جعبه را با مهروموم بستند و در خزانه شاه قرار دادند. فردای آن روز معمار رومی ناپدید گشت و سه سال غیبت او طول کشید و تمام جست‌ وجوها و تهدید ها یا وعده ‌های پادشاه نتیجه‌ای نبخشید، بعد از سه سال معمار رومی پدیدار شد و از شاه خواست زنجیر طلا را بیاورند، و دیوار را اندازه گرفت و معلوم شد که دیوار مقداری «نشست» کرده است .

 

منبع : ویکی پدیا / با تلخیص و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی