3- مناسبت مذهبی / ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)
3- مناسبت مذهبی / ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)
بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«... وَ الطيِّبَت لِلطيِّبِينَ وَ الطيِّبُونَ لِلطيِّبَتِ أُولَئك مُبرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كرِيمٌ»
«... و بالعكس زنانى پاكيزه و نيكو لايق مردانى چنين و مردانى پاكيزه و نيكو لايق زنانى به همين گونهاند و اين پاكيزگان از سخنان بهتان كه ناپاكان درباره شان مى گويند، منزّه هستند و از خدا به ايشان آمرزش مى رسد و رزق آنها نيكو است .»
قرآن کریم / سوره نور / بخشی از آیه 26
در این روز (اول ذی الحجه یا ششم ذی الحجه)، در سال دوم هجری قمری، آقا و سرور ما حضرت خاتم الانبیاء محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله و سلّم)، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به سیدۀ نساء عالمیان حضرت زهرا بتول عذراء (سلام الله علیها) تزویج فرمود (1) . این ماجرا بعد از رجوع از جنگ بدر، و شانزده روز بعد از وفات رقیه دختر حضرت محمّد رسول الله (ص) در روز سه شنبه، اول ذی الحجه و بنا به روایتی، ششم ذی الحجه واقع شده است (2) .
حضرت امام جعفرصادق (ع) فرمود : «اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین علیه السلام را خلق نمی کرد، در تمام زمین انسانی که کفو و شایستۀ همسری با حضرت فاطمه علیها السلام باشد یافت نمی شد (3) .»
خواستگاری از حضرت فاطمه زهرا (س)
هنگامی که سن مبارک بتول عذراء حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س)، نُه سال کامل شد، از اطراف و اکناف اهل مدینه و عظمای قبایل و رؤسای عشایر و صاحبان ثروت و مکنت به خواستگاری حضرت آمدند . عدّه ای از منافقین نیز این جرئت را به خود دادند که با کمال بی شرمی به خواستگاری آن حضرت بیایند .
هنگام خواستگاریِ بعضی از آنها، حضرت محمّد مصطفی رسول الله (ص) بسیار ناراحت شدند، و به عدّه ای از منافقین که اعتراض کردند، فرمودند : «من شما را ردّ نکردم، بلکه خدا شما را ردّ کرده و امر فاطمه علیها السلام از جانب خداوند متعال معین می شود .»
آنان غافل از این بودند که این گوهر گرانبها را خداوند در سایۀ عزّت و حراست خود حفظ فرموده و او را در خور استعداد ابناء از ملوک و رعایا و ارباب فقر و غنا قرار نداده است؛ بلکه او را برای وصیّ حضرت محمّد رسول الله (ص)، یعنی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) ذخیره فرموده است (4) .
از حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) روایت شده که فرمود : روزی حضرت محمّد رسول الله (ص) در خانۀ «اُم سلمه» بود، فرشته ای با هیبت خاصی بر آن حضرت نازل شد که با لغات گوناگون که به یکدیگر شباهتی نداشت، مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بود . او عرض کرد : من صرصائیلم . خداوند مرا نزد شما فرستاده که به شما بگویم : «نور را با نور تزویج کن .»
حضرت فرمود : «چه کسی را با چه کسی ؟»
گفت : «فاطمه را با علی بن ابی طالب .»
لذا حضرت محمّد رسول الله (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) را، در حضور حضرت جبرئیل امین (س) و حضرت میکائیل (س) و حضرت صرصائیل (س) به عقد و ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) درآورد و این عقد در روی زمین واقع شد .
در این هنگام حضرت محمّد رسول الله (ص)، به میان شانه های حضرت صرصائیل (س) نگریست و دید نوشته است : «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی بن ابی طالب مقیم الحجة .».
فرمود : ای صرصائیل، از کِی این جمله بین شانه های تو نوشته شده ؟
پاسخ داد : دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند متعال دنیا را بیافریند (5) .
مراسم عروسی
هنگامی که حضرت فاطمه زهرا (س) را در شب ازدواج به خانه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می بُردند، حضرت محمّد رسول الله (ص) از جلو ایشان، حضرت جبرئیل امین (س) در سمت راست و حضرت میکائیل (س) در سمت چپ ایشان، و هفتاد هزار فرشته پشت سر حضرتش حرکت می کردند و در آن حال خدا را تسبیح می گفتند و تقدیس می کردند، و این تقدیس و تسبیح آنها تا طلوع فجر ادامه داشت (6) .
حضرت جبرئیل امین (س)، زمام ناقه ای که آن حضرت را می بُردند و حضرت اسرافیل (س)، رکاب و حضرت میکائیل (س)، دنبال آن را گرفته بود؛ و حضرت محمّد رسول الله (ص)، جامه های حضرت فاطمه زهرا (س) را منظم می کرد، و هفتاد هزار ملک با دیگر فرشتگان تکبیر می گفتند؛ اما به حسب ظاهر، جناب سلمان فارسی، زمام ناقه را گرفته بود و حضرت حمزه و عقیل و جعفر از اهل بیت از قفای حضرت فاطمه زهرا (س) و بنی هاشم با شمشیرهای کشیده می آمدند، و همسران حضرت محمّد رسول الله (ص) از پیش روی می آمدند .
حضرت محمّد رسول الله (ص)، آنها را به مسجد طلبید و دست حضرت فاطمه زهرا (س) را، در دست حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نهاد و فرمود : «بارک الله فی ابنة رسول الله»؛ و نیز فرمود : «هذه ودیعتی»؛ و بعد از مراسمی مخصوص، حضرت محمّد رسول الله (ص)، در حق آنها و نسل ایشان دعا کرد، سپس فرمود : «مرحباً ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان .»
سپس، حضرت محمّد رسول الله (ص) از نزد ایشان بیرون آمد و چهار چوب در را گرفت و فرمود : «طهَّر کما الله و طهَّر نسلکما ، انا سلم لمن سالمکما و حرب لمن حاربکما ، اَستودعکما الله و اَستخلفه علیکما .»
آنگاه همه به منازل خود رفتند و از زنان جز «اسماء بنت عمیس» (همسر جعفر بن ابی طالب)، کسی نزد فاطمه علیها السلام نماند، و این به خاطر وصیت حضرت خدیجه کبری (س) بود که هنگام وفات گریست و از «اسماء بنت عمیس» عهد و پیمان گرفت که در شب عروسی حضرت فاطمه زهرا (س)، آن حضرت را تنها نگذارد، «اسماء بنت عمیس» هم به عهد خود وفا کرد، و چون ماجرا را برای حضرت محمّد رسول الله (ص) نقل کرد، آن حضرت یادِ حضرت خدیجه کبری (س) کرد و گریست و در حق «اسماء بنت عمیس» دعا فرمود (7) .
مهریه حضرت زهرا علیها السلام
در مقدار و نوع مهریۀ آن حضرت روایات مختلفی وارد شده است :
- یک لباس مشکی بلند و یک پوست گوسفند و مقداری عطر (8) .
- یک لباس نرم و ملایم و یک زره خطی که ساخت بحرین است (9) .
- چهار صد و هشتاد درهم (10) .
- چهار صد مثقال نقره (11) .
- پانصد درهم، که علامه مجلسی رحمة الله می فرماید : «اصحّ اقوال همین قول است» (12) .
- زره حَطَمی که ارزش آن سی درهم بود (13) و پوست قوچ یا میش (14) .
- درع حَطَمی (15) .
- یک شتر (16) .
- یک پنجمِ زمین . حضرت محمّد رسول الله (ص) فرمود : «در آسمان معین شده که مهریۀ زهرا یک پنجمِ زمین است، پس هر که در زمین راه برود، در حالی که با او و فرزندانش دشمن باشد، قدم زدن او تا روز قیامت در زمین حرام است» (17) .
حضرت امام محمّد باقر (ع) فرمود : مهر فاطمه علیها السلام یک پنجمِ دنیا و دو سوم بهشت است، و در زمین چهار نهر فرات، نیل، نهروان، و بلخ برای حضرت فاطمه علیها السلام است . خداوند به پیامبر صلی الله علیه واله فرمود : «ای محمد، تو فاطمه را به مهریۀ پانصد درهم به ازدواج علی درآور تا سنتی در بین اُمت تو باشد» (18) .
در روایت دیگر : «یک چهارمِ دنیا و بهشت و جهنم است، که دوستان خود را داخل بهشت می کند و دشمنان خود را به جهنم روانه می نماید» (19) .
در روایت دیگر مهریۀ آن حضرت، نصف دنیا ذکر شده است (20) .
ولیمۀ عروسی
اثاث منزل و ولیمۀ عروسی حضرت فاطمه زهرا (س) چنین بود که حضرت محمّد رسول الله (ص) به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود : «زره خود را بفروش .»
آن حضرت زره را فروخت و پول آن را خدمت حضرت محمّد رسول الله (ص) آورد، حضرت محمّد رسول الله (ص)، مقداری را جهت تهیه غذای عروسی به «ام سلمه» دادند . بنابر بعضی روایات، نصف از لوازم غذا را حضرت محمّد رسول الله (ص)، و نصف دیگر را حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) تهیه نمودند .
جهازیۀ حضرت زهرا علیها السلام
مقداری را هم به «بلال» و «عمّار» دادند که از بازار لوازم خانه را خریداری کنند . یک پیراهن، یک عدد روسری، قطیفه سیاه خیبری یا عبای سیاه، پردۀ نازک پشمی، یک عدد حصیر از بافته های قریۀ هَجَر، آسیای دستی، یک عدد طشت مسی، مشک برای آب آوردن، کاسه ای سفالین، مشکی مخصوص خنک کردن آب، ابریقی که طرف بیرونش رنگ شده بود، کوزۀ سفالین، پوست گوسفند (21) .
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : «در آن شب که دختر پیامبر صلی الله علیه واله به خانه من آمد، بسترمان جز یک پوست گوسفند نبود (22) .
در جای دیگر از آن حضرت نقل شده که فرمود : «من با فاطمه علیها السلام در حالی ازدواج کردم که جزء یک پوست گوسفند چیزی نداشتیم که شب بر روی آن می خوابیدیم و روز علوفه شترمان را بر روی آن می ریختیم و خدمتگزاری در خانه نداشتیم (23) .
در روایتی دیگر می فرماید : حضرت محمّد رسول الله (ص) به خانۀ ما آمد، در حالی که ما بر روی خود قطیفه ای انداخته بودیم که اگر از طول آن را به روی خود می کشیدیم، پهلویمان خالی می شد و اگر از عرض می انداختیم، سر و پاهایمان بدون روپوش می ماند .
بعضی از اهل سنت نقل کرده اند : «هنگامی که فاطمه علیها السلام به خانۀ علی علیه السلام رفت، در خانۀ آن حضرت چیزی جز ریگ پهن شده، کوزه سفالین، بالش و ظرفی برای آب نیافت (24) .
بنابر نقلی دیگر، دو کوزۀ کوچک، ظرف مخصوص شیر که از چوب می تراشیدند، سبویی سبز رنگ که روغن یا آرد در آن می ریختند، چهار بالش یا متکا یا پشتی با رویه ای از پوست پُر از گیاه خشک سبز رنگ، از اثاثیۀ منزل بود (25) .
عروسی و شرکت کنندگان
در بعضی روایات آمده است که بعد از خرید، «بیست و نه» یا «سی روز»، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) صبر کرد تا اینکه جعفر و عقیل به آن حضرت گفتند : «از حضرت محمّد رسول الله (ص) بخواه که همسرت را به خانه بیاوری .»
بعضی از همسران حضرت محمّد رسول الله (ص) گفتند : «ما از حضرت محمّد رسول الله (ص) خواهش می کنیم که شما همسرت را بیاوری .»
حضرت محمّد رسول الله (ص) فرمود : «ما انتظار داریم خود او بیاید و از ما درخواست کند .»
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : عرض کردم «حیا مانع من می شود» .
حضرت محمّد رسول الله (ص) اجازۀ مجلس عروسی و ولیمه را فرمودند، و به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند : «هر کس را دوست داری دعوت کن .»
زنان به کار زنها و حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و عمّار و بلال و چند نفر دیگر به کار مجلس مردها که در مسجد بود، می رسیدند .
اصحاب با هدایای خود در جشن عروسی آن دو نور الهی شرکت کردند، و از ولیمۀ عروسی که به دستور حضرت محمّد رسول الله (ص) فراهم آمده بود، میل کردند .
در آن مجلس 4000 نفر ازآن طعام خوردند و حضرت محمّد رسول الله (ص) غذایی برای حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) فرستاد، در حالی که چیزی از آن غذا کم نشد و همچنان به جای ماند، با وجود اینکه سه روز از آن تناول می کردند .
شب با مراسمی مخصوص، حسب الامر پیامبر صلی الله علیه واله آن دو بزرگوار را به حجرۀ ام سلمه آوردند .
«ام سلمه» می گوید : هنگامی که خورشید غروب کرد، حضرت محمّد رسول الله (ص) فرمود : «فاطمه را بیاور .» من رفتم و دست فاطمه (س) را گرفته، در حالی که لباسش بر زمین کشیده می شد و از خجالت و شرم عرق از چهره اش جاری بود، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارش آوردم . هنگامی که خدمت آن حضرت رسید، از شدّت خجالت پایش لغزید . حضرت محمّد رسول الله (ص) فرمود : «خداوند تو را از لغزشهای دنیا وآخرت نگه دارد .»
هنگامی که پیش روی آن حضرت قرار گرفت، چادر را از صورت فاطمه (س) کنار زد تا حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) چهرۀ او را ببیند، سپس دست حضرت فاطمه (س) را در دست حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) قرار داد و این گونه بود که این زندگی نورانی آغاز شد (26) .
اقوال در روز ازدواج حضرت
اقوال در ازدواج چنین است : عقد در صفر و ازدواج در ذی الحجة(27)، عقد در ماه رمضان و ازدواج در ذی الحجه(28)، عقد در صفر و ازدواج در ربیع الاول، عقد در رجب و ازدواج بعد از برگشت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) از غزوه بدر(29)، عقد در ربیع الاول و ازدواج هم در ربیع الاول، عقد در اول یا ششم ذی الحجه (30)، عقد در اول ذی الحجه و ازدواج در ششم ذی الحجه (31)، یک سال بعد از هجرت عقد و یک سال بعد از آن ازدواج (32)، عقد در 28 صفر و چهار ماه بعد ازدواج (33 )، عقد در محرم و ازدواج در ذی الحجه (34)، عقد چند روز از شوّال گذشته و ازدواج روز سه شنبه ششم ذی الحجه (35) یا نیمه رجب (36) .
پی نوشت
1- تتمة المنتهی: ص 137 . بحار الانوار: ج 43 ص 97 .
2- امالی طوسی : ج 1 ص 42 . بشارة المصطفی: ص 267.
3- امالی شیخ طوسی: ج 1 ص 29 – 42 . الفردوس ابن شیرویه دیلمی : ج 3 ص 373 . کشف الغمة: ج 1 ص 472 ، به نقل از پیامبر صلی الله علیه و اله : " لولا علی لم یکن لفاطهة کفو ". بحار الانوار: ج 43 ص 141 . مناقب : ج 3 ص 129 . بشارة المصطفی صلی الله علیه واله : ص 267 . المحتضر : ص 133 – 136 .
4- مناقب ابن شهر آشوب: ج 1 ص 353 – 363 . عیون اخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 225 . عوالم العلوم : ج 11 ص– 142 . الروض الفائق: ص 256 . بحار الانوار: ج 43 ص 145 . ریاحین الشریعة: ج 1 ص 80 .
5- بحار الانوار : ج 43 ص 123 .
6- اقبال الاعمال: ص 584 . تاریخ بغداد: ج 5 ص 7 .
7- فیض العلام: ص 161 .
8- بحار الانوار : ج 43 ص 113 .
9- کافی: ج 5 ص 377 . اصابة: ج 4 ص 377 . وسائل الشیعة: ج 15 ص 10 .
10- بحار الانوار : ج 43 ص 105 . کفایة الطالب: ص 298 . تهذیب: ج 7 ص 364 . مسند احمد: ج 1 ص 80 . مناقب ابن مغازلی: ص 350 . کشف الغمه : ج 1 ص 368 . الریاض النضرة: ج 2 ص 180 .
11- بحار الانوار : ج 43 ص 112 – 113 .
12- دلائل الامامة: ص 18 . مناقب آل لبی طالب علیه السلام : ج 3 ص 399 . مدینة المعاجر: ج 7 ص 351 – 352
13- قرب الاسناد: ص 173 . کافی : ج 5 ص 377 .
14- بحار الانوار : ج 43 ص 112 – 113 .
15- طبقات ابن سعد: ج 8 ص 12 . مسند حمیدی: ج 1 ص 22 . دلائل النبوة: ج 3 ص 160 . سنن ابی داود: ج 1 ص 490 . الفقه الاکبر: ج 3 ص 6 .
16- الثغور الباسمة: ص 30 . اعلام النساء: ج 3 ص 1199 .
17- بحار الانوار : ج 43 ص 113 .
18- بحار الانوار : ج 43 ص 113 .
19- بحار الانوار : ج 43 ص 113.
20- مدینة المعاجز: ج 2 ص 336
21- بیت الاحزان: ص 57 .
22- سنن المصطفی صلی الله علیه واله : ج 2 ص 538 .
23- صفوة الصفوة ( ابن جوزی ) : ج 2 ص 3 .
24- فاطمة الزهراء علیها السلام بهجة قلب الوصطفی صلی الله علیه واله : ص 674 ، از المناقب احمد بن حنبل (خطی ).
25- بحار الانوار : ج 43 ص 94 .
26- بحار الانوار : ج 43 ص 96.
27- الذریة الطاهره : ص 93 – 94 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 .
28- کشف الغمة: ج 1 ص 364 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 . ذخائر العقبی : ص 26
29- کشف الغمة : ج 1 ص 364 . بحار الانوار : ج 43 ص 136 . ذخائر العقبی : ص 26
30- مصباح المتهجد: ص 465
31- بحار الانوار : ج 43 ص .
32- کشف الغمة ک ج 1 ص 264 . الثغور الباسمة : ص 27 .
33- نظم درر السمطین : ص 189
34- الشرف المؤبد : ص 55 . الانوار المحمدیة من المواهب اللدنیة : ص 146 .
35- امالی شیخ طوسی : ج 1 ص 42 . بحار الانوار : ج 43 ص 97 . وسائل الشیعة : ج 14 ص 178 .
36- توضیح المقاصد : ص 29 . مسار الشیعة : ص 17 . مصباح کفعمی : ج 2 ص 600 . فیض العلام : ص 106 .
منیژه شهرابی
هر شب تنهایی