به مناسبت 16 اکتبر(24 مهرماه)، تولد اسکاروایلد

 

 

«اسکار فینگل اَ. فِلاهرتی ویلز وایلد»، (به انگلیسی: Oscar Fingal O'Flahertie Wills Wilde)، با نام هنری «اسکاروایلد»، شاعر، داستان نویس، نمایشنامه نویس ایرلندی، در 16 اکتبر (24 مهرماه) سال 1854 در «دوبلین» (ایرلند) به دنیا آمد و در 30 نوامبر (9 آذرماه) سال 1900 میلادی در «پاریس» (فرانسه) درگذشت .

پدر وی «سر ویلیام وایلد»، مردی فرهنگ‌ دوست بود و به پیشه چشم‌پزشکی مشغول بود . او بعدها به مقام چشم پزشک مخصوص «ملکه» نیز نایل شد و یکی از عتیقه شناسان برجسته ایرلند بود . مادرش «جین وایلد» با نام مستعار «اسپرانزا»، شاعر سرشناسی و مترجم آثار الکساندر دوما و لامارتین بود . این زوج صاحب دو فرزند پسر شدند، برادر اسکار، نامش «ویلیام وایلد» بود که در ۱۸۵۳ به دنیا آمد و در سال ۱۸۹۹ در لندن درگذشت . اسکار وایلد تحصیلات ابتدایی را در قریه اینسکیلن واقع در شمال ایرلند دنبال کرد .

آثار

شعر

نمایشنامه

نثر

 

«اسکار وایلد» بسیار زود تحت نفوذ ادبیات خارجی قرار گرفت، زیرا مادر به هنگام تعطیلات او را با خود به فرانسه می‌ برد . در این کشور بود که اسکار اولین شعر را درباره مرگ خواهر جوانش سرود . تحصیلات خود را ابتدا در ترینیتی کالج Trinity College دابلین، سپس در آکسفورد انجام داد و تحت تأثیر راسکین Ruskin و والتر پیتر Walter Pater قرار گرفت و در شعر به صناعت لفظ و غرابت به  افراط روی آورد که در اولین شعرش ریونا Ravenna در 1878 آشکار گشته و اصول عقاید او را درباره «هنر برای هنر» بیان کرده بود . این شعر که برق ‌آسا پیروزی یافت و شهرتی برای «اسکار وایلد» به همراه آورد، به دریافت جایزه نیودیگیت Neudigate نایل آمد. وایلد در 1878 در لندن اقامت گزید و اولین دیوانش را در 1881 انتشار داد، پس از آن به امریکا سفر کرد و درباره اصول زیبایی‌شناسی در ایالت های مختلف سخنرانی هایی ایراد کرد که بسیار درخشان و پیروزمندانه بود . در 1882 در پاریس مقیم شد و دو نمایشنامه خود را به نام ورا Vera و دوشس پادوا The Duchess of Padua به پایان رساند . نمایشنامه اخیر در پنج پرده در 1891 در امریکا بر صحنه آمد و چندان جلب توجه نکرد و در واقع کمتر سبک شخصی «اسکار وایلد» را در برداشت و بیشتر به تقلید نمایشنامه‌نویسان عصر الیزابت نوشته شده بود . منظومه کوچک «ابوالهول» The Sphinx (1894) در چاپ فاخر انتشار یافت . شاعر در این منظومه، ابوالهول را مجسم می‌ کند که با چهره‌ای فرسوده و پیر و مرموز در کنج اتاق و در برابر او نشسته است . اولین بیت های منظومه، آهنگی نرم و دلنشین و خفه دارد که سکوت اتاق را بیان می ‌کند و شاعر که از وجود او در کنار خود و از نگاه خیره‌اش ملول گشته، از او می‌ خواهد که به مصر برود  و عشق های گذشته را دریابد . این شعر از کاملترین و خوش آهنگ‌ترین اشعار «اسکاروایلد» است که به غرابت های اساطیری و باستانی شکوه و جلال خاصی بخشیده است .

«اسکار وایلد» سخنگویی پُرجاذبه و دارای حرکات و رفتاری دلپسند بود، زیبایی ظاهر، موهای بلند، لباس های عجیب و غریب و به دست گرفتن گل هنگام سخنرانی، چیزهایی بود که در او جلب توجه می ‌کرد و در محافل ادبی با حسن استقبال روبرو می‌شد، «اسکار وایلد» نیز مانند «بایرون» بیشتر به سبب شخصیت افسانه‌ای مردم را شیفته می‌ ساخت تا به سبب ارزش آثار .

«اسکار وایلد» در غالب رشته‌ های ادبی، آثاری خلق کرده است : شاهزاده خوشبخت و قصه‌های دیگر The Happy Prince and Other Tales (1888) که در آن نفوذ نویسندگان سمبولیست فرانسه دیده می‌شود. باغچه اناری A House of Pomegranates (1891)، مجموعه‌ای از قصه‌های عالم پریان که صاحبنظران آن را از حیث موضوع تحت نفوذ قصه‌های آندرسن دانسته‌اند و از طرف دیگر خصوصیتهای سبک سمبولیسم فرانسه و آخرین نشانه‌های رومانتیسم در آن دیده می ‌شود .

مجموعه داستان کوتاه جنایت لرد آرثر سیویل Lord Arthur Savile’s Crime در 1891 انتشار یافت، اسکار وایلد تنها یک رمان نوشت که پیروزی فراوان به دست آورد و آن تصویر دوریان گری The Picture of Dorian Gray (1891) است .

«دوریان گری» جوان خوش‌سیما و برازنده‌ای است که تنها به زیبایی و لذت پایبند است و هنگامی که دوست نقاشش از او چهره‌ای در کمال زیبایی و جوانی می‌سازد، او را از اندیشه گذشت زمان و نابودی جوانی و زیبایی در اندوه عمیقی فرو می‌برد، پس با کمک سحر و جادو موفق می‌شود که چهره خویش را پیوسته جوان و شاداب نگه دارد و در عوض، گذشت زمان از هرنوع فسق و فجور و جنایت بر تصویر او نشانه‌ای باقی گذارد و چهره واقعیش را نشان دهد که از نظر دیگران پنهان ماند. دوریان‌گری که هرروز چهره خود را در تصویر فرسوده‌تر و پیرتر می‌بیند، دچار اضطراب و اندوه می‌شود تا سرانجام تصویر را خرد می‌کند و خود در همان لحظه بر زمین می‌افتد و جان می ‌سپارد . هنگامی که مستخدمان به کمکش می‌شتابند، تصویر ارباب خویش را می‌بینند که در کمال جوانی و زیبایی است، آنچنان که او را می‌دیدند ، اما بر زمین جسد مردی نقش بسته است، در لباس آراسته و کاردی در قلب، با چهره‌ای پژمرده و ناپسند، که تنها از انگشتریش او را می ‌شناسند . «تصویر دوریان گری» به سبب تازگی موضوع و شاید نیز به سبب آنکه چهره خود نویسنده را منعکس می‌کند، شهرتی عظیم یافت .

«اسکار وایلد» با این اثر تمثیلی، قصد داشته است نشان بدهد که تغییر شکلی که از هنر بر امور واقعی پدید می‌آید تا چه حد می‌تواند نیرومند و نافذ باشد .

مقاله ‌های تحقیقی و انتقادی «اسکار وایلد» در مجموعه‌ای با عنوان نیتـها Intenitions (1891) در اصول زیبایی‌شناسی و هنر محض، شامل چهار مقاله است که وایلد در آنها خواسته ثابت کند که مسائل بی‌شماری که حل آن به وسیله مذهب و اخلاق میسر نمی‌گردد، به وسیله هماهنگی در هنر حل می‌شود؛ و همچنان که هر قطره‌ای در دریا به مروارید خالص تغییر شکل می‌دهد، در عالم هنر نیز هرچه وارد می‌شود به زیباترین حالت تبدیل می ‌گردد .

این مجموعه که «اسکار وایلد» در آن، زیبایی را، به همه صورت ها، خاصه زیبایی در شعر مورد توجه قرار داده است، در ادبیات جدید انگلستان مقام مهمی به دست آورد . «اسکار وایلد»، پس از آن به خلق آثار نمایشی روی آورد، از آن جمله است : نمایشنامه سالومه Salome (1891) در یک پرده که به زبان فرانسوی برای هنرپیشه مشهور سارابرنار نوشته شد و در 1896 بر صحنه آمد و به وسیله آلفرد داگلاس به انگلیسی ترجمه گردید . نمایشنامه «سالومه» که در پاریس با موفقیت بسیار همراه گشت، در انگلستان به ملاحظات مذهبی از نمایش آن جلوگیری شد . «اسکار وایلد» در این نمایشنامه، هریک از قهرمانان را آلت کورکورانه دست تقدیر ساخته است . منتقدان مدتها درباره ارزش آن به بحث پرداختند، گروهی آن را دارای ارزش فراوان توصیف کردند و گروه دیگر آن را بی ‌ارزش خواندند .

کمدی های «اسکاروایلد»، برخلاف سالومه، بر صحنه ‌های تئاتر انگلستان با استقبال فراوان روبرو شد و حتی از نظر مالی هم موفق ‌تر بود . «بادبزن خانم ویندرمر» Lady Windermere’s در چهار پرده در 1892 در لندن به نمایش گذارده شد، وقایع این کمدی در جامعه آداب‌دان لندن می ‌گذرد و در آن تفوق احساس بر قیود و تعصب اجتماعی عرضه می ‌شود، چنان که مادری شرافت خود را فدای آبروی دختر می‌ کند . بر سراسر این نمایشنامه، طنزی لطیف حکمفرماست .

«اهمیت ارنست (جدی)‌بودن» The Importance of being Earnest در نظر عده‌ای از منتقدان شاهکار «اسکار وایلد» به شمار آمد و در سه پرده در 1895 در لندن اجرا شد . متن نمایشنامه در 1899 به چاپ رسید . این نمایشنامه، «اسکار وایلد» را در ردیف اول نویسندگان آثار نمایشی مطایبه‌آمیز انگلستان و در کنار کسانی چون شریدن جای داد و تنها کمدیی بود که «اسکار وایلد» خود از آن رضایت کامل داشت و می‌ توان گفت که پیروزی آن بیشتر به سبب بذله‌گویی و شوخ ‌طبعی و صنعت لفظی فراوانی بود که در سراسر کمدی وجود داشت و در عین حال به ابتذال کشیدن همه چیز از طرف نویسنده به آن جاذبه خاص بخشیده بود . منتقدان همگی اعلام کردند که مردم انگلستان تا به حال به این حد نخندیده بودند .

«شوهر دلخواه» An Ideal Husband (1898) نیز هجوی بود از جامعه عصر نویسنده .

پیروزی های «اسکار وایلد»، تأثیر مطلوبی در زندگی او نگذاشت، وی که در 1884 ازدواج کرده بود، پس از اولین بارداری همسرش، از کانون خانوادگی نفرت یافت .

«اسکار وایلد»، سال های آخر عمر را در فرانسه به نام مستعار «سیباستین ملماث» Sebastian Melmoth گذراند و «ناله‌ هایی از زندان ریدینگ» A Ballad of Reading Gool را ساخت که برجسته ‌ترین شعر او بود، سرشار از اضطراب های روحی و در عین حال اثری باشکوه .

«اسکار وایلد» در پاریس زندگی آمیخته با لذت‌جویی را از سر گرفت- زندگی‌ای که بر اثر بیماری مننژیت به پایان رسید .

اسکار وایلد، «از اعماق» De Profundis را در زندان نوشت که نقطه اوج زندگی و فلسفه اش را نشان می‌دهد و سند تازه و روشنی است از تجربه‌ های زندگی او که ارزش و ادراکی هنری یافته است . این اثر بی‌شک بهترین اثر منثور «اسکار وایلد» است (2) .

 

1- منبع این قسمت : ویکی پدیا

2- منبع این قسمت : کتاب نیوز (زهرا خانلری فرهنگ ادبیات جهان خوارزمی)

با تلخیص و تصرّف و ویرایش ... منیژه شهرابی