16- ادبیات / والتر اسکات
|
به مناسبت 21 سپتامبر(30شهریور)، درگذشت والتر اسکات |
سِر والتر اسکات (به انگلیسی: Sir Walter Scott) ۱۵ اوت ۱۷۷۱ - ۲۱ سپتامبر(30 شهریور) ۱۸۳۲، رماننویس، شاعر، تاریخدان و زندگینامهنویس اسکاتلندی است که او را اغلب ابداعکننده و یا پدر رمان تاریخی میدانند، از آنجایی که وی قالبی را برای این سبک از ادبیات داستانی بهکار بست که تا امروز از آن پیروی شدهاست . اشعار و رمان های معروف به وِیورلی او، به بازگویی وقایع مهیج مربوط به تاریخ موطنش می پردازند و سایر رُمانهای وی به بریتانیا و فرانسۀ دوران قرون وسطی برمیگردند که شخصیت های آن را شاهان، ملکه ها، رجل سیاسی، مزرعه داران، گدایان و راهزنان تشکیل می دهند .
«اسکات» از برجسته ترین چهره های رمانتیسیسم بریتانیا محسوب می شود که آثارش هنوز از استقبال بالایی برخوردار است . از آثار معروفش به «آیوانهو»، «راب روی»، «بانوی دریاچه» و «ویورلی»، می توان اشاره کرد .
در کودکی بر اثر ابتلای به بیماری فلج اطفال لنگ شد . تحصیلات خود را در ادینبورگ انجام داد و مانند پدر به وکالت دعاوی پرداخت و از نوجوانی به شعر و تاریخ و قصه های خیالانگیز شوق فراوان یافت . در 1797 ازدواج کرد و با همسر خود در خانه کوچکی در زادگاهش به سر برد .
وی غالب اوقات برای دیدار خانوادهاش به مرز انگلستان و اسکاتلند سفر میکرد، همین دیدارها موجب گشت که اسکات به زیبایی های طبیعت و چشم اندازهای شاعرانه و ترانه های عامیانه و افسانه های آن نواحی که به وقایع مهم تاریخ اسکاتلند بستگی مییافت، علاقهمند شود . در این دوره اسکات به آموختن زبان آلمانی پرداخت و آثاری از بورگر Burger شاعر آلمانی و گوته به انگلیسی ترجمه کرد . از 1792، در ضمن سیاحت از دورترین منطقه مرزی انگلستان و اسکاتلند، به فراهم آوردن ترانه های عامیانه و غزلهای عامیانه که به وسیله دهقانان از بر خوانده می شد، دست زد و در 1803 در سه جلد منتشر کرد و بدین طریق پیشوای شاعرانی شد که بعدها به جمعآوری اشعار عامیانه پرداختند .
اسکات، حتی در اشعاری که خود می سرود، نیز از این ترانه ها الهام گرفت . در 1804، چاپ قصه ای منظوم و قدیمی را به نام سر تریسترم Sir Tristrem برعهده گرفت و این نخستین اقدام در چاپ سلسله آثاری بود که بعدها انجام داد . معروفترین آثار این مجموعه درایدن Dryden (1808) و سویفت Swift (1814) است . اولین اثر بدیع و مهم اسکات در 1805 با عنوان ترانه آخرین خنیاگر The Lay of the Last Minstrel انتشار یافت که محبوبیت فراوان یافت . در 1806 بالادها و قطعههایی در تغزل Ballads and Lyrical Pieces و در 1808 مارمیون Marmion را انتشار داد . بانوی دریاچه The Lady of the Lake (1810) از نظر بسیاری از ناقدان بهترین اثر منظوم اسکات به شمار آمد . این منظومه در شش بند است و عنوانش از نام شخصیتی اساطیری از «افسانۀ شاه آرتور» گرفته شده و از زیبایی طبیعی شرق اسکاتلند الهام پذیرفته است . اسکات در این منظومه خواننده را با خود به ماجراها و وقایع غیرمنتظره ای می کشاند که در ضمن آن، از آداب و رسوم مناطق کوهستانی و مناظر باشکوه؛ وصفی دقیق به عمل آورده است .
منظومه «بانوی دریاچه» پیروزی فراوان به دست آورد و الهامبخش روسینی، آهنگساز نامی، در ساختن اپرا گشت . از آثار منظوم دیگر اسکات این آثار است: رؤیای دون رودریک The Vision of Don Roderick (1811)، راکبی Rokeby (1813)، عروسی تریرمن The Bridal of Triermain (1812)، لرد جزایر The Lord of the Isles (1815) و مانند آن. والتر اسکات در همه این منظومهها وصف آداب و رسوم و ترسیم مناظر باشکوه منطقه غرب اسکاتلند و جزایر را با وقایع تاریخی میآمیزد؛ خاصه در دو منظومه اخیر که تصویر دقیق خصوصیتهای اخلاقی و روحی مردم، پیچ و خمهای حوادث و غمانگیز بودن داستان، آشکارا از ظهور نویسندهای که استاد و خالق رمان تاریخی است، خبر می دهد و اگرچه کولریج Coleridge، شاعر انگلیس به سبب قالبهای نامأنوس و بیان تصنعی آشکار اسکات، درباره او گفته است : «پس از مرگ اسکات، حتی بیست شعر از او باقی نخواهد ماند» . این اشعار، اسکات را به شهرت رساند .
اسکات در 1799 به سمت فرمانداری سلکرک شر Selkirkshire منصوب گشت و با آنکه سالها در این سمت باقی ماند، هرگز از نویسندگی دست بازنداشت؛ اما ظهور بایرون و پیروزی اشعارش، محبوبیت اسکات را تحتالشعاع قرار داد، پس شعر و شاعری را کنار گذارد و به رماننویسی پرداخت و داستان ویورلی Waverley را که در 1805 آغاز کرده بود، در 1814 به پایان رساند و با نام مستعار، انتشار داد . اسکات در این رُمان تاریخی؛ شیوه خاصی به کار برده بود که در سایر داستانهایش نیز مراعات شد . پیروزی بزرگ رمان ویورلی، اسکات را به خلق یک سلسله رمان در زمینه محیط اسکاتلند برانگیخت که در آنها تنها به زنده کردن اشخاص تاریخ اکتفا نمی کرد، بلکه می کوشید تا محیط تاریخی را از نو خلق کند، از آن جمله است این داستانها: گای مانرینگ Guy Mannering (1815) که حوادثش در قرن هیجده میگذرد .
عتیقهشناس Antiquary در 1816 که از برجسته ترین و گویاترین رمان های اسکات به شمار آمد . عتیقهشناس پرده نقاشی زندهای است از عادات و خصال مردم اسکاتلند در بعضی از دوره ها . این کتاب نزد اسکات نیز بسیار عزیز بوده است، زیرا قهرمان اصلی آن، محقق پیر و نیکوکار، نقشی از صفات نویسنده را دربردارد . کتاب شامل دسیسه ها و پیچ و خم های جالب توجه و جانداری است و بهانهای است برای تنظیم یک سلسله وقایع هیجانانگیز . سلسله داستان های قصه های صاحبخانه من Tales of My Landlord در چهار جلد منتشر شد که همه محیطی اسکاتلندی داشت و اسکات پس از آن در 1819 با انتشار رمان ایوانهو Ivanhoe محیط اسکاتلند را در رمانهای خود رها کرد تا به عصری دیگر و منطقه ای دیگر بپردازد و آن %
هر شب تنهایی