پس در عالم، اول كسي كه صنعت دستي ساخت خداوند بود ...

 

 دی گوزه گری بدیدم اندر بازار

                         بر پاره گِلی لگد همی زد بسیار

و آن گِل به زبان حال با او می گفت

                        من همچو تو بوده ام، مرا نیکودار

 

 

5) منطقه سمنان

 

تپه حصار دامغان

تپه حصار در حدود 3 کیلومتری جنوب شهر دامغان واقع شده است، ولی امروزه به علت گسترش و توسعه شهر دامغان تقریبا محوطه باستانی تپه حصار در حاشیه شهر قرار دارد.

اولین کاوشهای باستان شناسی به وسیله دکتر اشمیت در سال های 1931 و 1932 در این منطقه انجام گرفت و دو تپه در این منطقه مورد حفاری قرار گرفت. تپه اول تپه شیر ژیان و دیگری تپه حصار بود، در تپه حصار آثار باستانی ارزنده ای متعلق به اولین استقرار دهکده ای و همچنین دوران های بعدی آشکار گردید.

در كاوش هاي باستان شناسي، تپه حصار به 3 طبقه اصلی تقسیم شده، که به نام های : حصار1، حصار 2 و حصار3 نامیده شده که خود شامل چند لایه باستانی است .

حصار I (تقریبا 4200-3500 ق.م)

قدیمی ترین و عمیق ترین طبقه تپه حصار است که معرف اولین اجتماع مستقر در این تپه  می باشد و دارای 3 لایه ذیل می باشد :

1-    حصارI-الف که قطر لایه آن بین 30/1 تا 50/2

2-    حصارI-ب که قطر لایه آن بین 30/1 تا 3/2

3-    حصارI-ج که قطر لایه آن بیش از یک متر نیست

سفال حصار I سفالی نخودی رنگ است که احتمالاً از سیلک 2 یا چشمه علی مشتق شده و به تدریج تحت نفوذ سفال های نخودی رنگ قرار گرفته است . البته این سفال نخودی رنگ دارای خصوصیات محلی نیز می باشد، همچنین ظروف سفالی که در لایه های حصارI بدست آمده است، قابل مقایسه با سفال سیلک 3 نیز می باشد .

البته ناگفته نماند که تمدن حصار همان تمدنی است که نام آن از این دوره تپه حصار گرفته شده است و ارتباطی با طبقات بعدی تپه حصار ندارد . تمدن حصار تجلی تمدن سفال نخودی رنگ در این منطقه می باشد .

حصار II:

طبقه دوم حصار که از دو لایه فرعی تشکیل شده، طبقه ای چندان قطور نبوده و به نظر می رسد که مدت استقرار در این دوره نسبتا طویل نبوده است. قطر این لایه ها در حدود 5/1 متر است. لایه حصار II الف یک دوره تحولی است و در این لایه سفال خاکستری رنگ و با پایه بلند و لبه هموار و کف صاف مشاهده می شود. با شروع دوره حصار II ب دوره تحولی به پایان می رسد، احتمال دارد در این دوره اقوامی که در دوره حصار II الف به این منطقه وارد شدند و دارای سفال خاکستری بودند، مستقر شده باشند با وجودی که سفال های خاکستری دوره IIب قابل مقایسه است، ولی کاملاً یکنواخت نیست. I،

سفال منقوش دوران قبل یعنی حصارI به تدریج متروک شده و سفال خاکستری به خصوص در طبقه حصار IIب سفال رایج این دوره شد. شکل ظروف و همچنین طرز ساخت آنها نیز به کلی تغییر نمود. سفال خاکستری داغدار که سفال خاص این دوره است در این زمان نه فط در تپه حصار، بلکه در تمام نواحی شمال شرقی ایران مشاهده می شد، این نکته بیانگر این مطلب است که در این دوره تمدن جدیدی جایگزین تمدن گذشته این منطقه شده است.

- حصار III:

درباره تاریخ دوران حصار3 نظریات مختلفی وجود دارد، تاریخ این منطقه به وسیله پروفسور مک کان هم زمان با گیان IV در ایران و دوران اغاز سلسله ها تا دوران آکاد در بین النهرین پیشنهاد شده است. ولی پروفسور بیگوت با این نظریه موافق نیست و اظهار میدارد که بنابر آثاری که در این منطقه بدست آمده است، قدمت این طبقه نمی تواند قدیمی تر از 2000 سال پیش از میلاد باشد.

 

قطر آثار باستانی حصار III  با جدیدترین طبقه حدود 4 متر است، این طبقه به سه دوره:

1-    حصار III الف

2-    حصار III ب

3-    حصار III ج

تقسیم شده است.

حصار III الف، یک لایه تحولی را معرفی می کند. در بقایای مربوط به این لایه، آثار مشخص مربوط به حصار II ب همراه با آثار مربوط به دوران حصار III مشاهده می شود، با وجودی که هنوز آثار دوران دوم حصار وجود دارد. ولی مقایسه آنها با آثار حصار ب وجود عناصر جدیدی را تائید می نماید که در دوره اخیر ظاهر شده اند.

آثار معماری تپه حصار در طبقه سوم به نحو کاملاً محسوسی توسعه یافته و بقایای ساختمان بزرگی در این طبقه مشاهده می گردد.

جالب ترین ساختمان این طبقه ساختمانی است که به نام ساختمان سوخته مشهور است و در لایه III ب واقع شده است. این ساختمان بزرگ در اثر آتش سوزی منهدم شده و ساکنان آن بیشتر مایملک خود را که احتمالاً فرصت کافی برای خارج کردن آنها به هنگام آتش سوزی نداشته اند، در جای خود باقی گذارده و فرار را بر قرار ترجیح داده اند. این ساختمان شامل یک حصار دفاعی بوده و فقط یک دروازه ورودی دارد، در فواصل مختلف در حصار ساختمان برج و باروهای استحفاظی و دفاعی مشاهده می شود. دکتر اشمیت و همچنین دانشمندان دیگر اظهار داشته اند که این ساختمان ممکن است معبدی بزرگ و یا قصر با شکوهی بوده که به خانواده متمکن تعلق داشته است. در این واحد ساختمانی 6 اتاق اصلی و چند اتاق فرعی و دروازه با حیاط داخلی مشاهده می گردد.

اتاق اول سالن مرکزی و اصلی بنا را تشکیل می دهد و اتاق دوم به عنوان انبار مورد استفاده قرار می گرفته و خمره ها و ظروف سفالی که برای نگهداری غذا بکار می رفته، در آن مشاهده می شود. اتاق سوم راهروئی است که بلافاصله بعد از دروازه خروجی واقع شده است، اتاق چهارم به علت اینکه در آن مقدار زیادی دانه های زغال شده گندم به دست آمده، آن را با نام گندم نامگذاری نمودند . اتاق پنجم،اتاق کوچکی است که به آشپزخانه بزرگ اتاق 6 راه دارد. اتاق شماره 7، اتاق کوچکی است که باز به اتاق 6 راه دارد. اتاق هشتم در قسمت برج قرار گرفته است و توالت شماره 9 در جوار اتاق شماره 5 واقع شده است.

اشیاء زیادی که در ضمن حفاری این ساختمان سوخته بدست آمد، موارد استعمال هر یک از اتاق ها را تا حدودی معرفی می کند.

سفال لایه حصار III الف یک دوره تحولی را معرفی می کند و سفال خاکستری تیره که با نقوش داغدار تزئین شده است از سفال های مشخص این دوره می باشد. ظروف با گردنبند و پایه های تزئینی نیز ساخته شده است.

آثار و ادوات گلی شامل ظروف، چرخ های سفالی، سر دوک های پشم ریسی سفالی، چرخ های گلی دو مخروطه،

تپه سنگ چخماق : اين تپه كه در هشت كيلومتري شمال شاهرود قرار دارد از دو برجستگي كوچك تشكيل شده است كه حدود 150 متر از يك ديگر فاصله دارند .  بر اساس اطلاعات موجود در برجستگي غربي كه آثار آن معرف دوره اي قديمي تر از آثار برجستگي شرقي هستند، پنج لايه و در برجستگي شرقي شش لايه استقراري شناسايي شد . اين تپه باستاني متعلق به دوره نوسنگي و هزاره پنجم پيش از ميلاد است . خمره هاي تدفين كودكان ، سفالهاي منقوش (هندسي) اشيا سنگي و سفالي ، تيغه ، تيشه و پيكرك انسان و حيوان از جمله آثار به دست آمده از اين محوطه است . اين تپه ظاهراً فاقد آثار و نشانه هاي محل زيست بوده است . به هيمن دليل كاوشگران از آن به نام مجموعه اي از معابد و پرستشگاههاي خانوادگي نام برده اند .

تپه تاريخي قله شاهرود : تپه تاريخي قله در شهرستان شاهرود ؛ از مناطقي است كه نشان از قدمت طولاني اين منطقه دارد . بر اساس بررسي‌هايي كه در طول سال هاي گذشته در شاهرود و دامنه‌هاي كوه موسوم به قله انجام شده ؛ وجود بعضي آثار مربوط به تمدن پيش از اسلام تا حدودي قطعي به نظر مي‌رسد . چندي پيش هنگام انجام عمليات عمراني در شاهرود ؛ خمره‌هاي سفالي بزرگ ديده شد و برهمين اساس عمليات كاوش آغاز شد .


تپه خوريان : تپه خوريان در10 كيلومتري جنوب خاوري شاهرود قرار گرفته و آثار و بقايايي از استقرار بشر در هزاره پنجم قبل از ميلاد در آن به دست آمده است . دفن مردگان و اجساد در منازل مسكوني به شيوه مناطقي مانند سيلك كاشان و تپه زاغه قزوين در اين منطقه مرسوم بوده است . در جريان حفاري‌ هاي انجام شده در اين محوطه‌ها آثاري از ابزار و ظروف سنگي ، درفش‌هاي استخواني ، مهره‌هاي سفالي و تيغه‌هاي چخماق از جنس مرغوب در گمانه‌هاي مختلف به دست آمده است . در يكي از گمانه‌ها نيز يك ظرف سفال منقوش به دست آمده است كه در موزه شاهرود نگه داري مي‌شود .

 

 

6) منطقه قزوين

 

آثار 7000 ساله دشت قزوین

در حدود 7000 سال پیش در دشت وسیعی که بین قزوین و ری وجود دارد، در مکانی که امروز به نام اسماعیل آباد معروف است مردمی زندگی می کرده اند که دارای تمدن پیشرفته بوده اند.

در سال 1336 از طرف اداره باستان شناسی در این ناحیه حفاری گردیده و اشیا بسیار جالبی به دست آمده که امروز در موزه ایران باستان است. در این حفاری کاسه سفالی به رنگ قرمز با نقش های سیاه پیدا شده که مربوط به 5000 سال قبل از میلاد است . نقش این ظرف دو ردیف بز کوهی با شاخ های بلند است که بسیار ظریف کشیده شده اند . ظرف دیگری نیز به دست آمده که دارای نقش مرغان آبی است که مربوط به 6000 سال پیش است و نظیر آن در حفاری های چشمه علی نزدیک تهران به دست آمده و می رساند که تمدن این ناحیه تا ری گسترش داشته است . نقوشی که در روی این ظروف وجود دارد، به نظر می رسد که معرف افکار و مفاهیم مذهبی باشد .

 

تپه زاغه

تپه زاغه، تپه اي است تقريباً مدور كه رأس آن، امروزه كمتر از يك متر از سطح زمينهاي اطراف بالاتر است . اين تپه در بلوك زهرا در 60 كيلومتري جنوب شهرستان قزوين و حدود 8         كيلو متري شمال شرقي دهستان سگزآباد واقع شده است  . بافت استقراري اين تپه، به هزاره ششم قبل از ميلاد مي رسد .

در حفاري تپه، سفال فراوانترين اشياء بدست آمده را تشكيل مي دهد . سفال هاي تپه زاغه را  مي توان به دو گروه اصلي زير تقسيم كرد 1- سفال نوع چشمه علي 2- سفال نوع زاغه .

1-  سفال نوع چشمه علي كه اين گروه شامل آن سفالهايي هستند كه از هر نظر شبيه سفالهايي هستند كه از طبقات مختلف دوره اول  و دوم سيلك در تپه شمالي مشخص شده اند و به طور مخلوط در طبقات تحتاني چشمه علي نزديك تهران و قره تپه شهريار و تپه اسماعيل در فاصله 50 كيلومتري به خط مسقيم با زاغه قبلا شناسايي شده اند . خمير سفال نوع چشمه علي معمولاً قرمز و يا نخودي رنگ است و سطح سفال شفاف و در اثر صيقل براق شده است . مادة چسباننده سفال با ضخامت بدنة سفال بستگي دارد . براي سفال هاي ضخيم، معمولاً از كاه خرد شده و يا مخلوط كاه خرد شده و شن استفاده شده است؛ در صورتي كه براي سفال هاي ظريف معمولاً فقط از شن و يا شن نرم استفاده كرده اند . سطح سفاله را با لعاب گلي غليظ و يا رقيق و گاهي نيز دست مرطوب ابتدا مي پوشانيدند و سپس آن را با عناصر مختلف نقشي تزئين          مي كردند . براي كشيدن نقوش از رنگي استفاده مي كردند كه پس از حرارت دادن سفال ان نقشه به رنگ هاي مختلف ميان قهوه اي تا سياه نمايان مي شدند . رايج ترين عناصر نقشي عناصر نقشي ساده هندسي بودند كه گاهي از تركيب چند عنصر نقشي تركيبي بسيار بديع و زيبا بوجود مي آمد . به ندرت از نقوش مشبك نباتات و حيوانات و گاهي نيز نقش انسان استفاده شده است . سفال هاي نوع چشمه علي را در كوره هايي كه حرارت آنها را مي توانستند تا حد زيادي كنترل كنند، پخته بودند .

فرم رايج اين نوع سفال ها، كاسه هاي ساده بود . ظروف پايه دار و سبد شكل با دسته افقي قوسي نيز بدست آمد . به نظر مي رسد كه سفال نوع چشمه علي به عنوان يك كالاي وارداتي به زاغه آمده ودر خود روستا توليد نمي شده است . روي برخي از ظروف علامت ويژه سفالگر كه با رنگ كشيده شده است، ديده مي شود .

2-  سفال نوع زاغه : بيشترين قطعات سفال هاي بدست آمده از تپة زاغه را سفال نوع زاغه تشكيل مي دهد . سفال نوع زاغه، در خود روستا و توسط سفالگران محلي تهيه مي شده و در كوره هاي سفالپزي كه در خارج روستا و در حاشيه آن ساخته شده بودند، پخته مي شده اند مقدار بسيار زيادي جوش كوره سفال نوع زاغه بدست امده كه اين نظر را تأييد مي كند .  سفال نوع زاغه سبك و نرم و ترد است . خمير سفال قرمز يا نخودي كدر و تيره است و ظاهر آن خشن تر از سفال نوع چشمه علي است . ماده چسباننده سفال كاه و سبزيجات خرد شده است . اين قاعده كلي حتي در مواردي كه خمير سفال داراي ناخالصي مانند ذرات شن است، نيز رعايت شده است . سفال هاي نوع زاغه داراي سطحي براق هستند، كه به نظر مي رسد پس از اينكه سطح سفال را با روش دست مرطوب لعاب دادند، آن را صيقل مي كردند . سفال نوع زاغه خود به سه گروه عمده ساده ، منقوش و شكري تقسيم مي شوند .

سفال ساده : سفالهاي ساده به شكل ديگهاي استوانه اي با كف تخت و لبه كوچك متمايل به خارج بودند كه از آنها براي پخت و پز استفاده مي شد . برخي از اين ديگها داراي چهار دسته دماغي كوچك بودند .

سفالهاي منقوش : سفالهاي منقوش اكثراً به صورت كاسه هاي كوچكي بودند كه در بدنه و نزديك به كف داراي يك زاويه بوده اند . كف اين كاسه ها كمي مقعر بود لبه كاسه ها كشيده و در انتها تا حدود زيادي نازك گشته اند . سفالهاي منقوش داراي تزئينات هندسي بودند كه با محلول گل اُخري كشيده شده بودند . سفالگر بومي گاهي از نقوش سفال نوع چشمه علي تقليد كرده است، كه موفق هم نبوده است . نقوش هندسي روي سطح خارجي و گاهي داخلي ظرف را در قسمت بالاي بدنه تا زاويه ظرف را تزئين مي كردند . برخي ازظروف داراي يك نوار نقش در محل زاويه بدنه بودند . نقوش سفالهاي نوع زاغه را مي توان به تركيبي از 86 نقش مختلف      طبقه بندي كرد . تركيب نقوش روي زاويه ظرفها از 23 تركيب تجاوز نمي نمايد . در ميان حدود يكصد هزار قطعه سفال كه براي اطلاع از چگونگي تركيب نقوش مورد بررسي قرار گرفتند، فقط دو نمونه ديده شد كه داراي نقش مشبك حيواني بودند . يكي از اين دو قطعه متعلق به يك كاسه ظريف بود كه بيش از حد معمول حرارت داده شده بود و نقش مسبك يك حيوان را نشان مي داد كه قسمتي از سر و دُم حيوان مشخص نيست و ديگري قطعه اي از لبه يك سبوي سفالي بود كه روي لبه به خارج برگشته كه يك رديف حيوان سم دار با شاخ را نشان مي دهد كه با رنگ سياه نقاشي شده است و تقليدي از نقوش مشبك حيواني سفال نوع چشمه علي و البته نه به زيبايي آنهاست، احتمالاً هنرمند سفالگر درنظر داشته است، آهوهاي بومي منطقه را به تصوير در آورد .

3-  سفال شكري : علاوه بر سفالهاي ساده و منقوش نوع ديگر سفال در زاغه توليد مي شد كه سطح خارجي سفال را با ذرات ريز شن مي پوشانيدند و لبه ظرف را به پهناي يك انگشت صاف باقي مي گذاشتند . عمل پوشاندن سطح سفال با شن نرم قبل از خشك شدن سفال انجام          مي گرفت و وقتي سفال را در كوره حرارت مي دادند، ذرات شن به جسم سفال مي چسبيدند و در آن تثبيت مي شدند و به سطح سفال آماده نماي خاصي مي دادند كه شبيه ساختمان سيماني آژيده شده، به نظر مي آمدند . در ارتباط با نقوش سفالهاي منقوش زاغه تذكر اين نكته لازم است كه كليه نقوش (حتي نقش رديف آهوها روي لبه سبو) با محلول گل اُخري كشيده شده بودند، پس از حرارت دادن سفال رنگ نقوش در طيفي از قرمز روشن تا تيره و كدر؛ و حتي چنانچه ديده شد درمورد نقش آهوها گاهي سياه به نظر مي رسند، يكي از دلايل اين تنوع رنگ تأثير حرارت است . اين عدم يك نواختي درجه حرارت داخل كوره، تأثير ديگري نيز داشته و دارد يعني آن قسمت سفال كه بيشتر و كاملتر حرارت داده شده است، در آن نقش كاملاً ثابت شده است .

اشياء گلي : ساكنان زاغه از گل اشياء مختلفي مي ساختند كه اهم آنها عبارتند از سردوكهاي گلي با اشكال مختلف كه در ميان آنها نوع مخروطي و مكعبي شكل بيشتر بود . از ديگر اشياء گلي  مي توان از ژتونهاي كره اي و مخروطي و استوانه اي و تخم مرغي شكل نامبرد كه موارد استفاده از آنها معلوم نيست . مهره هايي به شكل استوانه و تكمه نيز بدست آمده است . تعدادي گلوله هاي فلاخن گلي بدست آمده كه به شكل تخم مرغهايي بود كه دو سر آنها كمي بيشتر كشيده شده باشد، از گل رُس ورز داده شده، چانه هايي به اشكال مختلف مكعب هاي نامنظم و گاهي كروي نيز بدست آمد .

 

تپه قبرستان

تپه «قبرستان» در هشت کیلومتری شمال روستای «سگزآباد» در دشت قزوین واقع شده است . ساکنان تپه قبرستان در تمامی طول دوره دوم (همزمان با لایه های چهارم و پنجم از دوران سوم سیلک) در خانه های یک، دو و یا سه اتاقی می زیستند . در میان خانه ها چند کارگاه سفالگری و فلزکاری نیز شناسایی شد .



فرهنگ سگزآباد

روش سفال چند رنگی که از سفال کاپادوکیه گرفته شده بود، از راه شمال غربی ایران در پایان نیمه نخست هزاره دوم پیش از میلاد به شمال غرب فلات مرکزی ایران راه یافت و در محوطه ای به نام امروزی «تپه سگزآباد» سکنی گزید . این تپه در حدود 60 کیلومتری جنوب قزوین و حدود 8 کیلومتری شمال دهکده سگزآباد واقع شده است . رنگ گِل سفال چند رنگی این  دوره کرم - نخودی است که سطح آن را پوشش داغداری به رنگ سرخ و پوشش دیگر به رنگ کرم در ناحیه شانه ظرف پوشانده و نقش مایه های هندسی به رنگ های قهوه ای و سیاه آن را تزیین نموده است . سطح ظروف را در درون و بیرون نقاشی کرده اند . تزیین بیرونی را معمولاً زیگزاگ ها، لوزی های و مثلث ها تشکیل می دهند و سطح داخلی را شکل های گوناگون چلیپایی و شبیه به گردونه مهر تزیین می کنند . کاسه با لبة به تو برگشته و فنجان به یک دسته و کف صاف از شکل های متداول بود . در میان آنها کوزه های دو دسته ای و ظرف های سه پایه ای نیز دیده می شود .

از آنجا که سفال چندرنگی «سگزآباد» با سفال «دینخواه»، «گوی تپه C و D» و شاید «گیان دوم» ارتباط داشته است، برای این دوره از تپه ی سگزآباد تاریخی برابر 1350 تا 1600 پیش از میلاد درنظرگرفته اند .

 

ادامه دارد ... منیژه شهرابی